No category

منابع مقاله درباره ارتباط جمعی، تماشاگران، رسانه های جمعی، جنگ جهانی دوم

شده است که این موضوع هم برای عالمان اجتماعی هم خود رسانه ها و هم خود مردم بسیار جذاب و اجتناب ناپذیر است. اگر ما اساساً باور نداشتیم که رسانه پیامدهای دراز مدت با اهمیت دارند، هرگز این همه زمان به مطالعه آن اختصاص نمی دادیم.(مک کوایل،۱۳۸۵،۳۵۳-۴۱۷)
گونه شناسی نظریه های تاثیر رسانه ای
اثرهای کلی ارتباط جمعی بر آگاهی ها، نگرش ها و رفتار افرادچیست؟ این اثرها زیاد است یا کم؟ اینها مهمترین پرسش هایی است که همان طور که گفتیم نظریه پردازان ارتباطی طی دهه های اخیر با آنها دست به گریبان بوده اند. به رغم آنکه عده ای متعقدند پژوهش ارتباط جمعی در پاسخ به این پرسش ها، پیشرفت چندانی نداشته است، اما واقعیت ها نشان می دهد که نظریه های ارائه شده،کمک زیادی به مقوله تاثیر رسانه ها کرده اند.در اینجا عمدتاً با تکیه بر نظریه های ارتباطات تالیف ورنرسه سورین۸ و جیمز تانکارد۹ و کتاب “درآمدی بر نظریه های ارتباطات” تالیف دنیس مک کوایل خلاصه ای از نظریه های مختلف که تصویری از الگوهای مختلف تاثیر رسانه را ارائه می دهد. برای درک بهتر یافته های این بررسی مورد استفاده قرار داده ایم.
نظریه گلوله
نظریه گلوله نامی است که پژوهشگران به یکی از اولین مفاهیم اثرهای ارتباط جمعی داده اند. این دیدگاه خام و ساده گرا که نظریه سوزن تزریقی یا نظریه کمربند انتقال نیز خوانده شده است، پیش بینی می کند که پیام های ارتباط جمعی بر همه مخاطبان که در معرض آنها قرار می گیرند اثرهای قوی و کم وبیش یکسان دارد.ظاهراً هیچ یک از متفکران اولیه اثرهای ارتباط جمعی نام نظریه گلوله را استفاده نکرده اند با این وجود ، عبارت توصیفی خوبی از نظری است که اعتقاد به آن ظاهراً گسترده بود. این دیدگاه تحت تاثیر قدرتی است که تبلیغات در جنگ جهانی اول پیدا کرد. این دیدگاه در سالهای پیش از جنگ جهانی دوم رایج بود ، هنگامی که مردم نگران این بودند که شخص مردم فریبی مانند هیتلر از طریق نیروی ارتباط جمعی بتواند در امریکا به قدرت برسد.موسسه تحلیل تبلیغات برای پایان دادن به این نگرانی ایجاد شد و پیکاری گسترده را برای آموزش فنون تبلیغات به مردم امریکا آغاز نمود. اگر چه پژوهشگران ارتباط جمعی نظریه گلوله را عمدتاً کنار گذاشته اند،ظاهراً امری است که هنوز بسیاری از افراد آن را باور دارند. برای مثال، پاپ ژان پل دوم در سال ۱۹۸۰ علیه آنچه وی آن را دستکاری فکر انسانی با رادیو و تلویزیون نامید هشدار داد. پاپ گفت: رسانه های جمعی انتقال و گرایش به احساسات و… دستکاری فکری و در نتیجه گریز و لذت گرایی را پرورش داده اند. بیان مشابهی از سوی کولین بلاک مور۱۰(۱۹۶۶) پژوهشگر برجسته در مورد مغز انسان به عمل آمده است و استدلال کرده است کنترل فکر از طریق الکترودهای کاشته شده غیر محتمل است: آیا افکار ما از قبل کاملاً تحت نظم در نیامده، عقاید ما کاملاً قالبی نشده و اندیشه های ما به شدت با محیط سیاسی و اجتماعی سمت و سو داده نشده است. که این کارها را با الکترودهایی انجام داد که بشود در سر ما گذاشت؟فریادهای رسانه های جمعی عموماً قدرتمند تر از اقناع، داروی تغییر دهنده فکر است. جیمز کامبز، استاد علوم سیاسی و مطالعات فیلم در خصوص قدرت رسانه های جمعی هشداری می دهد که از این هم بدتر است: دانشجویان ارتباطات سیاسی اول باید بیاموزند که درآینده میتوان همیشه از ارتباطات برای شکل دهی افکار انسان استفاده کردهمچنین، نویسنده ای دیگری به اسم جان لایلی که متخصص در مورد دلفین است نوشته که همه قدرت جادویی رسانه ها در تغییر افکار عمومی را آموخته ایم.(سوربن و تانکارد،۳۸۷،۱۳۸۱)
الگوی اثرهای محدود
پژوهش در مورد اثرهای ارتباط جمعی،تقریباً از ابتدای آن نظریه گلوله را چندان تایید نکرده است. برعکس شواهد نظری را تایید کرده که الگو اثرهای محدود خوانده شده است. برخی از پژوهش های مهم که به این نظر از اثرهای کم ارتباط جمعی منجر شده است شامل مطالعات هاولند۱۱ در مورد ارتش است که نشان می دهد فیلم های راهنمایی برای افراد تازه استخدام شده در انتقال اطلاعات موثرند ولی در تغییر نگرش ها اثری ندارند، پژوهش کوپر و یهود۱۲ در مورد کارتونهای آقای بیگات که نشان می دهد درک گزینشی می تواند اثربخشی پیام را کاهش دهد و مطالعات انتخاب از لازارسفلد۱۳ و همکارانش که نشان می دهد تعداد افرادی که در پیکارهای انتخاباتی تحت تاثیر ارتباط جمعی قرار می گیرند کم است. الگوهای اثر محدود به خوبی در کتاب جوزف کلاپر موسوم به اثرهای ارتباط جمعی (۱۹۶۰)بیان شده است. کلاپر پنج قاعده کلی راجع به اثرهای ارتباط جمعی ارائه کرده است که دو مورد نخست آن به شرح زیر است:
۱.ارتباط جمعی در حالت عادی در حکم علت ضروری و کافی اثر بر مخاطب عمل نمی کند، بلکه از طریق رشته ای از عوامل و تاثیرات میانجی عمل می کند.
۲.این عوامل میانجی چنانند که نوعاً ارتباط جمعی را به صورت یک عامل سهیم و نه تنها سبب، در فرایند اوضاع موجود در می آورند. عوامل میانجی که کلاپر به آنها ارجاع می دهد عبارتند از:
نظریه کاشت
پژوهشگر گربنر۱۴ و همکاران وی در مدرسه ارتباطات دانشگاه پنسیلوانیا با استفاده از تحقیقی که احتمالاً طولانی ترین و گسترده ترین برنامه پژوهش اثرهای تلویزیون است، نظریه کاشت را پرورش داد استدلال گربنر این است که تلویزیون به صورت بازوی فرهنگی اصلی جامعه امریکا درآمده است. گربنر و همکاران وی نوشته اند:دستگاه تلویزیون یک عضو اصلی خانواده شده است، کسی که بیشتر اوقات بیشتر داستانها را می گوید.گربنر یادآوری می کند که بیننده عادی ۴ ساعت در روز تلویزیون تماشا می کند، افراد پرمصرف از این هم بیشتر تماشا می کنند. گربنر می گوید:از نظر تماشاگران پرمصرف، تلویزیون عملاً دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی ها را به انحصار در می آورد و یک کاسه می کند. اثر این مواجهه با پیامهای مشابه، چیزی را تولید می کند که گربنر آن را کاشت می خواند، یا آموزش جهان بینی رایج، نقش های رایج و ارزش های رایج گربنر پژوهش هایی را عرضه می کند که مؤید نظریه کاشت و مبتنی بر مقایسه تماشاگران پرمصرف و کم مصرف تلویزیون است. گربنر پاسخ به پرسش های طرح شده در بررسی های پیمایشی را تحلیل کرد و به این نتیجه رسید که تماشاگران کم مصرف و پرمصرف تلویزیون نوعاً پاسخ های متفاوتی می دهند. گذشت از این، تماشگران پرمصرف تلویزیون اغلب پاسخ هایی می دهند که به نحوه تصویر دنیا در تلویزیون نزدیک است.
رابین و پرس و تیلور۱۵(۱۹۸۰) کاشت را به عنوان اثری کلی و همه جانبه ناشی از تماشای زیاد و آیین وار تلویزیون، بیشتر مورد تردید قرار می دهند. در مطالعه پیمایشی این سه نفر در مورد تماشاگران، اثرهای از تماشای تلویزیون بر درک واقعیت اجتماعی به دست آمد اما این اثرها، اثرهای خاص برنامه بود یعنی تماشاگران سریال هایی را که در روز پخش می شد از نظر تصور نوع دوستی و اعتماد به دیگران نمره پایین می گرفتند، تماشاگران نمایش های شبانگاهی(که اغلب به کنترل دیگران از جانب شخصیت های قدرتمند مربوط می شوند) احساس ضعیف تری در مورد خود اثربخشی سیاسی دارند و تماشاگران نمایش های حادثه ای و مهیج راجع به امنیت خویش بیشتر احساس نگرانی می کنند. این محققان همچنین به این نتیجه رسیدند که سن، جنس، پایگاه اجتماعی اقتصادی، قصد تماشای برنامه ریزی برای تماشای تلویزیون و واقع گرایی متصور در مورد محتوای تلویزیون بهتر از متغییر مواجهه با تلویزیون اعتماد دیگران را پیش بینی می کردند. این نتایج شواهدی است مبنی بر اینکه تماشاگران،محتوای تلویزیون را به طور فعال و مورد به مورد ارزیابی می کنند؛ یا به بیان دیگر، مخاطب تلویزیون مخاطبی فعال است. (همان ۳۸۹،۳۹۳)

مک لوهان و جبرگرایی رسانه ای
مارشال مک لوهان۱۶ در سال ۱۹۶۴ با بیان رسانه، پیام است جهان را تکان داد. نوشته های مک لوهان پر از ابهام و ایجاز است تا جایی که مرز راز و رمز می رسد،اما کتاب کلاسیک وی درک رسانه ها، در این مورد منظور وی از رسانه پیام چیست،نسبتاً روشن است او نوشته است:اثر فناوری در سطح عقاید و مفاهیم رخ نمی دهد بلکه نسبت های حسی یا الگوی درک را به طور مداوم و بدون مقاومت عوض می کند. به نظر مک لوهان مهمترین اثر رسانه ها این است که بر عادات درک و تفکر ما اثرمی گذارند. مفهوم نسبت های حسی به تعادل حواس ما اشاره می کند. مردم ابتدایی بر تمام پنج حس تاکید داشتند(بویایی،لامسه،شنوایی،بینایی،چشایی)اما فناوری، به ویژه وجود رسانه ها،موجب شده است افراد یک حس را بیشتر از سایر حواس مورد تاکید قرار دهند. مک لوهان می گوید: چاپ بر دیدن تاکید داشت . چاپ بر تفکر ما اثر داشت و آن را خطی، سلسله وار،منظم، تکرای و منطقی می ساخت. چاپ به انسان اجازه می داد فکر را از احساس جدا کند. چاپ به تخصصی شدن و فناوری منتهی می شد، ولی به احساس از خود بیگانگی و فرد گرایی نیز منجر شد. و در سطح اجتماعی،چاپ امکان ظهور ملت ها و ملی گرایی را فراهم کرد.تلویزیون در مقایسه با چاپ بر حواس بیشتری تاکید کرد. مک لوهان تلویزیون را رسانه ای بصری،سمعی و لامسه ای توصیف می کند. این رسانه بیشتر از چاپ، درگیر کننده و مشارکتی است. فرض مک لوهان این بود تلویزیون تعادل نسبتهای حسی را که چاپ از میان برده بود برقرار خواهد کرد. در یک مقیاس بزرگتر، مک لوهان اظهار داشت، تلویزیون ما را مجدداً به صورت قبیله در خواهد آورد. ما از دولتهای مجزا دور می شویم و یک دهکده جهانی خواهیم داشت. یکی از چیزهایی که بسیاری از نظریه پردازان ارتباطی و افراد شاغل در ارتباط جمعی را به دردسر انداخت این بود که مک لوهان می گفت محتوای رسانه مثل تکه گوشت تازه ای است که سارق با خود دارد تا نگهبان ذهن را منحرف کندیعنی،اثرهای مهم رسانه ای از شکل آن ناشی می شود نه از محتوای آن. مک لوهان گفت:نسل تلویزیون اولین نسل بعد از دوره باسوادی است. از نظر وی، والدین این روزگار در حال تماشای جهان سومی شدن کودکان خود هستند و به خاطر تلویزیون و دیگر رسانه های جدید، بچه ها مثل والدین خود فکر نمی کنند. مک لوهان در یک برنامه تلویزیونی که راجع به زندگی و کار خودش بود گفت: اگر سواد هومر را کنار زد موسیقی راک هم سواد را کنار خواهد زد. پژوهشگران کوشیده اند برخی از افکار مک لوهان را آزمون کنند، اما یکی از مشکلات این کار این است تصورات وی متضمن اثرهایی چنان دور از دسترس و فراگیر است که آزمون آنها را دشوار می سازد. بعضی از مطالعات از این نظر دچار مشکل شدند که به اثرهای فوق العاده کوتاه مدت پرداختند، در حالیکه بدیهی مک لوهان راجع به اثرهایی سخن می گفت که زمانی طولانی طول می کشید تا رخ نشان دهند. برخی از افکار مک لوهان اکنون بیشتر از زمانی که برای اولین بار طرح شدن مورد توجه قرار گرفته اند.

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *