No category

منابع مقاله درباره افکار عمومی، بزهکاری نوجوانان، ارتکاب جرم، رسانه های گروهی

از جرم های گزارش شده به این دسته از جرم ها اشاره کرده بود همچنین، باید از تاثیر جنبش های دفاع از حقوق زنان و کودکان در حساس کردن افکار عمومی و دولت مردان نسبت به جرم علیه زنان و کودکان سخن به میان آورد.برخی از رسانه ها تحت تاثیر فعالیت ها ونشست های اعتراض آمیز و افشاگری های این انجمن ها و نهادها،اخبار جنایی مربوط به جرم های علیه زنان و کودکان را که عموماً جرم های خشونت آمیزاند، به طور گستره منتشر می کنند. برای نمونه،در نواحی شهری و روستایی هند، رسانه های گروهی و به ویژه روزنامه نگاران زن اخبار مربوط به خشونت علیه زنان به طور هیجان انگیزی زیر پوشش خبری می دهند و با حساسیت ویژه ای جرم هایی چون تجاوز به عنف، زنای با محارم،اذیت و آزار جنسی در مکانهای عمومی و محل کار و بازداشتگاههای پلیس که همگی را از موارد نقض حقوق زنان محسوب می شوند، منعکس می کنند.(فرجیها، ۱۳۸۵، ۷۱-۷۰)
قهرمان پروری و ایجاد حس شهرت طلبی
یکی از خصوصیات مطبوعات،قهرمان پروری و ایجاد حس شهرت طلبی در افراد است.”کلارنس دارو”جرم شناس معروف امریکایی عقیده داشت یکی از مهمترین علل ازدیاد جنایت،تبلیغات و سروصدای زیاد مطبوعات و رسانه های گروهی درباره جنایتکاران و مخصوصاً آب وتاب و تشریفات فراوانی است که برای اعدامی جانیان در ملاء عام راه می اندازند.به عقیده این جرم شناس اینگونه تبلیغات،افراد ضیعف الاراده و سست اعصاب و عده ای را دچار وسوسه می کند و برای اینکه شهرت و اهمیتی بیابند دست به قتل و جنایت می زنند. دکتر ابراهیم پاد در مقاله تاثیر مطبوعات در ارتکاب جرایم در این زمینه می نویسد:اخبار جنایی که در واقع یک نوع تبلیغ و یک قسم تعریف و شناسانیدن شخص جانی می باشد آثار سوئی در تکرار کنندگان جرم دارد و اثر روحی خاص که موسوم به”تقلید جنایت از روی روزنامه ها ویا سرایت جنایت به وسیله مطبوعات”می باشد در آنها ایجاد می نماید.کین برگ استاد دانشگاه استهکلم در اثر خود به نام”مسائل اساسی جرم شناسی” می نویسد:بسیاری از آثار علمی این نکته را خاطر نشان کرده اند که مطبوعات،علناً تمایلات عمومی را به بزهکاری بر می انگیزند،برای مطبوعات تشویق به جنایت، به صورت یک مسئله روز در آمده است. با این تفاوت که هر روز به یک صورت تازه ای آن را به خورد مردم نگون بخت می دهند. کثیف ترین وفجیع ترین اعمال جنایتکاران را ، به عنوان دلسوزی برای مسائل اخلاقی جامعه در اذهان جوانان که در معرض هر گونه وسوسه هستند،جا می دهند.مطبوعات، جنایتکاران منحرف را به صورت قهرمان بزرگ در نظر خوانندگان مجسم می سازند. مطبوعات، درحدی که ارگان افکار عمومی محسوب می شوند و جو جنایی می سازند،جنایتکارانی را به جامعه می کنند که بر اثر مهارت و فقدان تردید و دغدغه خاطر عمل جنایی خود را استادانه انجام داده اند و آنچنان تبهکاران پست را به مقام قهرمانی می رسانند و برای آنان چهره نورانی می سازند که نویسندگان رمانتیک،قهرمان افسانه ای خود را بدان پایه نرسانده اند.(کی نیا،۱۳۸۵، ۵۱۱)جوانان و افراد بیمار گونه و آنهایی که دچار عقده های خودکم بینی می باشند و دوران خردسالی خود را با مرارت و تحقیر سپری کردندو در سن بلوغ،جامعه برای آنان شخصیتی قائل نشده است یا کسانی که نتوانسته اندحس شهرت طلبی خود را ارضاء کنند و عملی انجام دهند که مورد توجه دیگران قرار گیرند و از گمنامی خارج شوند و در جمع و جامعه صاحب نام و عنوانی گردند، با مشاهده عکس و تفصیلات و شرح حال بزهکاران در روزنامه ها تشویق می شوند تا از طریق انحرافی خود را به جامعه تحمیل کنند و شهرت به دست آورند. به همین جهت برخی از این افراد به عمد مرتکب جرم می شوندو پس از ارتکاب جرم،هیچ کوششی در فرار از خود نشان نمی دهند تا دستگیر شوند و بدین ترتیب عکس و شرح حال آنان در روزنامه ها درج گردد از حالت گمنامی خارج شوند. این حالت به شدت در نزد جوانان و نوجوانان وجود دارد و به علت سن بحرانی که دارند و تمایل شدید که به شهرت و معروفیت در وجودشان موج می زند، دست به هر عملی می زنند تا بتوانند به دیگران و جامعه بقبولانند که آنان افراد گمنامی نیستند و جز قهرمانان به شمار می آیندو از شهرت لازم برخوردارند.(مظلومان۱۳۷۶، ۶۵)

عادی جلوه دادن جنایت و بی تفاوتی افراد نسبت به آن
شاید اثر عمده انتشار و نمایش مطالب جنایی و تبلیغ درباره آنها این باشد که نوعی بی تفاوتی نسبت به لغزشهای جنایی در بین اشخاصی که قربانی مستقیم نیستند،ایجاد و تثبیت کند.چون درباره میلیون ها مردمی که پیرو قانونند سخنی نرفته است،این عقیده در آنان به وجود می آیدکه جنایت امری مکرر و متداول است و درنتیجه توده مردمی که مطالعه می کنند،به رادیو گوش می دهند و تلویزیون تماشا می کنند، حتی نسبت به جنایت مهیج و تکان دهنده ای که به صورت داستان و یا نمایش عرضه می گردد،بی تفاوت می شوند. از این رو لغزشهای معمولی نظیر دزدی شبانه و اخاذی در نظر آنان کم اهمیت جلوه می کند.نمایش تبهکاری در وسایل ارتباط جمعی سبب می شود که هنگام وقوع جنایت در جامعه رنجش عمومی به حداقل برسدو به طور غیرمستقیم به افزایش میزان جنایت کمک شود. جمعیتی که جنایت برایش عادی شده است نمی تواند جبهه ای پایدار در مقابل آنهابر پا سازد.در حقیقت با شیوع این بیماری در مطبوعات پرده حیا دریده می شودو قبح اعمال اخلاق از میان می رود و سرانجام جنایت نیز در ردیف سایر اعمال عادی تلقی می گردد.(صفوی،۶۸،۱۳۸۸). دکتر باقر ساروخانی در این خصوص به مثالی اشاره کرده و می گوید:در نیویورک در حادثه جدیدی چند وقت پیش اتفاق افتاد یک قتلی رخ داده بود ،عابرین از کنار این قتل عبور می کردند بدون اینکه بایستند و یا حتی علت قتل را سوال بکنند،در واقع یک حالت “اپتی”کرختی انسانها در برابر جامعه رخ داده. اگر قرار باشد انسانها هر شب در خانه شان قتل رخ بدهد و فیلم ها پر از اعمال جنایی باشد و مطبوعات پر از اخبارمشروع و داستان گونه،جنایی باشند طبیعتاً قبح جنایت از بین می رود، بنابراین جوان هم به آن گرایش پیدا می کند. بدین ترتیب بزرگ کردن دنیای جنایت،رسوخ کردن دنیای جنایت در هستی انسانها مخصوصاً بر تاثیرپذیرترین انسانها یعنی جوانهاست،تا آنجا که یکی ازمحققین به نام هد می گوید:به نتیجه رسیده ام که آدمی جز از طریق جنایت نمی تواند پیروز شود.(ساروخانی،۱۳۶۸، ۱۲۲-۱۲۰)
اختلال در امر دادرسی و تاثیر بر رای دادگاه
در بسیاری از موارد مطبوعاتی که با انتشار اخبار جنایی مهیج جنجال آفرینی کرده یا به صورت فوق العاده مبالغه آمیز درآورده یا آن را تحریف و یا به غلط تفسیر و تعبیر و یا اینکه بعضی از مطالب ضروری و اساسی را از قلم می اندازند و باعث التهاب افکار عمومی می شوند،قادر هستند در مواقعی باعث تغییر سرنوشت متهمین گردند،آنها می توانندبر رای دادگاه تاثیر گذاشته و مانع از اجرای صحیح و به دور از افکار عمومی شوند. زیرا از دو حال خارج نیست یا آنکه مامورین تحقیق و قضات کیفری تحت تاثیر جنجال آفرینی و موضع گیری قرار نمی گیرند در این صورت،افکار عمومی که کاملاً تحت تاثیر مطبوعات،گمراه گردیده است،ماموران تحقیق و قضات را متهم به تقصیر و جانبداری نموده و یا آنان را در مظان تهمت دیگری قرار می دهند ولی در حالت دوم ، اگر مامورین تحقیق تحت تاثیر اخبار مجعول قرار گیرندپیداست که چه فسادی در آن راه می یابد.بیهوده نیست که گفته اند:عامه در این زمینه حساس و فاقد صلاحیت است. از طرف دیگر اینگونه مطبوعات با سرعت هر چه تمامتر،نه تنها در یک محله و یک شهر،بلکه در سرتاسر یک شهرستان و یک استان و یک کشور،بین شهود حاضر شده و در آنان القای شبهه می شود و درنتیجه دانسته یا ندانسته تلاش می کنند مشاهدات خود را اصلاح شده، به عنوان شهادت اعلام دارند تا گفته های شهود با گزارش جنایی مغایرت نداشته باشد زیرا مردم،گزارش جنایی را باور کرده اند پس چرا شهود چیزی بگویند که مردم آن را باور نکنند بعلاوه بسیاری از مردم نمی توانند شنیده های خود را از آنچه دیده اند تفکیک کنند زیرا گزارشهای جنایی در تجسم صحنه های ارتکاب جرم با درآمیختن انگیزه های طرفین آنقدر قدرت و توانایی دارند گه خواننده ساده دل خود را بر آن دارد خوانده های خود را با آنچه دیده درآمیزد و از عهده تشخیص این دو برنیاید. دیگر نمی توان و نباید بدین استدلال که مطبوعات آینه تمام نمای افکار عمومی هستند اجازه داد که مسائل جنایی و قضایی به طوفان تبلیغات کشیده شود.دیگر نمی توان و نباید اجازه داد که از مطبوعات از لحظه شردوع قتل و هتک ناموس تا صدور حکم قاتل و یا متجاوز به حریم عفت و تقوی را،قدم به قدم دنبال کنند و با شتابی التهاب انگیز از دهان او نکته چینند و ای بسا صدها سخن در دهان او نهند و حوادثی بیافرینند.(صفوی،۱۳۶۴، ۴۰)
تاثیرات منفی اخبار جنایی بر روی کودکان و نوجوانان و جوانان
دکتر علی قائمی در کتاب “آسیب ها عوارض اجتماعی ،ریشه یابی،پیشگیری،درمان”می نویسد:انتشار اخبار جرم و جنایات؛فیلم ها و برنامه هایی که در آن زد و خوردهای هیجان انگیز روابط عشقی،باند بازی و سرقت است اثرات ویران کننده و ناخوشایندی در افراد بر جای می گذارد.همچنین فیلمها و نوشته های جنایی،قتل ها،کشتارها،دزدیها،اعمال خلاف،فریبکاری ها همه وهمه درسهایی برای خوانندگان و بینندگان هستند و اقل تاثیر آن این است که زمینه انحراف و بزهکاری را به افراد می دهند و در اندرون آدمی تحریکی در زمینه فساد پدید می آورند.مطبوعات که در مواردی پندار جرم و جنایت،بی توجهی به قوانین،سرکشی و تمرد را در افراد القاء می کنند.تیتر می زنند و در صفحه اول می نویسندیا عکس و صحنه های فکری را به خورد مردم می دهند و این امر هنگامی خطرناکتر می شودکه مطبوعات صورت تجارتی می گیرندکه در آن صورت برای جلب مشتری از هیچ جنایتی روی گردان نیستند و با عکس ها و پوسترها و تیتر زدن ها بذر انحراف رادر دلها می کارند. دکتر فردریک ورتام۲۳،بخش زیادی از بزهکاری نوجوانان را به خوانندگان مجلات کودکان نسبت می دهد. او طرفدار جلوگیری از فروش گسترده مجلات جنایی و ترسناک بوده عقیده دارد که این مجلات بیش از همه در کودکان عادی تاثیر سوء می گذارد و این کودکان هستند که به تقلید از جرایمی که در داستانهای این مجلات نقش گرفته تحریک می شود. بنابر نظریه کمیته فرعی مسئول بررسی بزهکاری نوجوانان ،نظر اکثریت متمایل بر آن است که احتمال آنکه خواندن مجلات جنایی و ترسناک در کودکی که توازن عاطفی داشته و معمولاً قانون شناس است به بزهکاری منجر شود،بسیار کم است. اگر هدف ما ایجار محیط عاطفی شایسته ای باشد که کودکان در آن بتوانند احساسات و افکار خود را با هماهنگی کامل پرورش دهند،باید همه عواملی را که احتمالاً باعث تقلیل بزهکاری می شود مورد استفاده قرار می دهیم

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *