دانلود پایان نامه

ر غلظت های ۲۵/۲۱، ۶۲/۱۰و µg/ml 10 به کار برده شد، جلوگیری کرد. قارچ G. mosseae قادر به جوانه زنی در حضور µg/ml 12/2 از بنومیل بود و درصد جوانه زنی در نتیجه کاربرد غلظت های ۱/۰ و ۰۱/۰ و ۰۰۱/۰ از قارچکش تحت تاثیر قرار نگرفت. وقتی که اسپور های G. mosseae در معرض بنومیل بودند، جوانه نزدند و پس از انتقال آنها به محیط آگار _آب بدون بنومیل بیشترین جوانه زنی۱۶% بود. همچنین این آزمایش نشان داد که اسپور های کوچک G. mosseae نسبت به اسپور های بزرگ آن مقاوم تر بودند.

۲-۴- تیابندازول
تیابندازول با فرمول شیمیاییbenzimidazole] (2-(thiazol-4-yl) ] یک ترکیب غیرکاربامات ازگروه بنزیمیدازول ها است که برای کنترل بیماری های مختلف به کار می رود. این قارچکش در سال ۱۹۶۹ معرفی شد. تیابندازول قارچکشی سیستمیک با اثرات محافظتی و درمانی است که هم از طریق ریشه به برگ ها و هم بالعکس منتقل می شود. این قارچکش یک لایه محافظتی را روی میوه ها و غده های برداشت شده بوجود می آورد. تیابندازول عمدتا پس از برداشت برای کنترل قارچهایی از جنس هایAspergillius ،Botrytis ،Septoria ، Verticillium،Fusarium ، Sclerotinia روی محصولات مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. از این قارچکش به صورت ضد عفونی بذور غلات جهت کنترل سیاهک پنهان (Tilletia laevis) و سیاهک پا کوتاهی گندم (Tilletia controversa) تزریق در ساقه ی درخت برای کنترل بیماری مرگ نارون و محلول پاشی قسمت های هوایی گیاهان نیز استفاده می شود. ضدعفونی بذور غلات با تیابندازول ممکن است تا مدت ۳۰ روز گیاهچه ها را از حمله سفیدک های سطحی محافظت نماید. تیابندازول عمدتا به صورت پودر وتابل ۶۰% فرموله می شود. سمیت تیابندازول برای انسان و جانوران خونگرم کم است ( LD50 حاد دهانی و پوستی برای خرگوش به ترتیب ۳۶۰۰ و بیشتر ازmg/kg 2000 است. از نام های تجارتی آن می توان به Tecto, Textar, Mintezol, Mycozol, Tresaderm اشاره کرد. حالت معمول کاربرد آن به صورت غوطه ور کردن میوه ها در محلول سمی یا اسپری میوه ها با غلظتppm 2000-500 قارچکش است (رخشانی و طاهری، ۱۳۸۵).
در تحقیقات مختلفی کارایی این قارچکش برای کنترل بیماری های پس از برداشت مورد بررسی قرار گرفته است.
در آزمایشی اثر تیمار مخلوط تیابندازول با aminobutane 2- برای کنترل پوسیدگی میوه ی مرکبات بررسی گردید. نتایج نشان داد که کاربرد تیابندازول و aminobutan -2 به عنوان یک تیمار ترکیب شده سازگاری خوب و نتایج بهتری در کنترل پس از برداشت کپک سبز میوه مرکبات در مقایسه با تیمار انفردای این ترکیبات دارد. همچنین چنین ترکیبی طیف ضد قارچی گسترده ای نسبت به دو ترکیب به تنهایی داشته و روی سویه های P. digitatum مقاوم به بنزیمیدازول نیز موثر است (گوتر، ۱۹۸۵).
کوهن و شالوم (۱۹۹۰) روی کپک سبز و آبی مطالعات زیادی انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که ترکیب فن پروپیمورف که یک قارچکش مورفولین است در کنترل بیماری های پس از برداشت میوه ی مرکبات بسیار موثر بود. همچنین این محققین اثر قارچکشی این آفتکش را بصورت تیمار ترکیبی با گوازاتین به صورت اسپری روی انواع میوه ی مرکبات مورد بررسی قرار دادند.
باس و همکاران (۱۹۹۲) ۴۱۵ ایزوله از P. digitatum و P. italicum را با قارچ کش های تیابندازول، بنومیل و ایمازالیل تیمار نمودند. ایزوله ها از میوه ی گریپ فروت، لیمو، نارنگی و پرتقال پوسیده از ۱۴ منطقه ی جغرافیایی جمع آوری شدند. ایزوله ها روی محیط PDA حاوی غلظت های ۰، ۵/۲، ۱۰، ۴۰ و mg/l 160از تیابندازول، ۰، ۵/۱، ۶، ۲۵ وmg/l 100 از بنومیل و ۰، ۱۱/۰، ۳۳/۰، ۱ و mg/l 3 ایمازالیل کشت داده شدند و قطر کلنی های قارچی را اندازه گرفتند. نتایج نشان داد که میانگین ED50 تیابندازول، بنومیل و ایمازالیل روی قارچ P. digitatum به ترتیب ۸/۱۵، ۳/۶ وmg/l 88/0 بود. میانگین ED50 تیابندازول و بنومیل برای قارچ P. italicum به ترتیب ۶/۲۲ وmg/l 7/4 بود.
در تحقیق دیگری، ۳۲۶ ایزوله P. digitatum در کالیفرنیا جمع آوری شده و حساسیت آنها به ایمازالیل، تیابندازول و O-phenylphenol مورد سنجش قرار گرفت. هجده ایزوله ی مقاوم تیپیک برای ارزیابی حساسیت آنها به هر سه قارچکش طی سه سال ۱۹۸۸، ۱۹۹۰و ۱۹۹۴ مورد بررسی قرار گرفتند. تفاوت های قابل توجهی در حساسیت ایزوله های جمع آوری شده در سالهای مختلف دیده نشد. با این حال، مقدار مقاومت به هر سه قارچکش از ۴۳% در سال ۱۹۸۸ به ۷۷% در سال ۱۹۹۰ و ۷۴% در سال ۱۹۹۴ افزایش یافت. بیوتیپ های مقاوم به ایمازالیل از قارچ P. digitatum به طور مکرر در کالیفرنیا جداسازی شدند، در حالی که مقاومت به P. digitatum نادر بود. در مورد هر سه قارچکش، تیپ وحشی P. italicum حساسیت کمتری نسبت به تیپ وحشیP. digitatum داشت. غلظت ۵۰% ایمازالیل روی بازدارندگی رشد P. digitatum تاثیر داشت و همچنین فعالیت آن در PH حدود ۹/۵-۱/۵ افزایش یافت (هولمز و اکرت، ۱۹۹۹).
در تحقیق دیگری اثر تیمار میوه ها با پتاسیم سربات و تیابندازول روی قارچ P. digitatum بر روی لیمو مورد بررسی قرار گرفت. در تیمار توسط پتاسیم سربات به تنهایی هیچ گونه حفاظت دائمی و مداومی دیده نشد. نتایج نشان داد که استفاده همزمان از پتاسیم سربات و تیابندازول علاوه بر کنترل بهتر قارچ باقی مانده تیابندازول را در میوه کاهش داد (آکواینو و همکاران، ۲۰۱۳).
استفاده از سموم شیمیایی طی دهه های اخیر نقش تعیین کننده ای در کاهش خسارت محصولات ذخیره شده داشته است. مطالعات و بررسی های صورت گرفته نشان می دهد که باقیمانده سموم کشاورزی روی مواد غذایی منشا بسیاری از بیماری ها و نارسایی ها است. از سویی دیگر تاثیر مخرب این سموم بر نیروی انسانی و آلوده شدن خاک و آب های زیر زمینی از جمله مسائلی است که از دیدگاه زیست محیطی مورد توجه است. امروز مصرف کنندگان برای مس
ائلی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی مواد غذایی اهمیت بیشتری قائل هستند. تضمین کیفیت و سلامت محصولات غذایی به عنوان مسئله ای کلیدی برای رقابت در عرصه ی صنایع غذایی حائز اهمیت می باشد و در نهایت تاثیرات جانبی و مخرب استفاده از سموم شیمیایی در مرحله انبار داری و ذخیره سازی محصولات در حجم وسیع، امری غیر قابل صرفنظر کردن می باشد. از این رو تحقیقات زیادی با هدف جایگزینی آفتکش های شیمیایی با ترکیبات طبیعی انجام می شود ( سابقی و پذیرنده، ۱۳۹۰).
۲-۵- اسانس های گیاهی
اسانس ها گروهی از روغن های گیاهی هستند که عامل بوی خوش یا مزه در گیاه هستند. وزن مخصوص اسانس ها کمتر از آب بوده و مانند لکه های چربی روی آب قرار می گیرند. اسانس ها حتی در بسیاری از گیاهان ابتدایی نیز وجود دارند و گیاهانی که بیش از همه دارای اسانس هستند، مربوط به خانواده Lamiaceae، Umbeliferaceae و Asteraceae است. در مواردی در خانواده Solanaceae و Rosaceae نیز چنین ترکیباتی یافت می شوند. این ترکیبات در الکل، اتر و اغلب حلال های آلی قابل حل هستند. اسانس ها به علت تبخیر در مجاورت هوا در حرارت عادی، روغن های فرار، روغن های اتری یا اسانس های روغنی نامیده می شود. اسانس ها به طور کلی بی رنگ هستند به ویژه هنگامی که تازه تهیه شده باشند، ولی رنگ آن ها در اثر مرور زمان به علت اکسیداسیون تیره می گردد. بنابراین توصیه می شود اسانس ها در مکان خنک، خشک و ظرف های سربسته و از جنس شیشه دودی نگهداری شوند. قسمت عمده ی اسانس های گیاهان را ترپنوئید ها به خصوص مونوترپنوئید ها و سسکوئی ترپنوئید ها تشکیل می دهند ( کیتا و همکاران، ۲۰۰۱). اسانس ها به طور کلی در سلول کرک های ترشحی، مجاری ترشحی و در فضای بین سلولی اپیدرم و مزوفیل اندام های مختلف گیاه مانند گل، برگ، پوست، چوب، ریشه، ریزوم، میوه و بذر قرار دارند. بنابراین اسانس های استخراج شده از لحاظ کیفیت و کمیت و همچنین عناصر تشکیل دهنده از اندامی به اندام دیگر متفاوت هستند (بقالیان و نقد آبادی، ۱۳۷۹).
اسانس های استخراج شده از بعضی گیاهان دارای خاصیت نفوذ و تدخینی مناسب بوده و جایگزین بالقوه ای برای سموم شیمیایی هستند. همچنین در مقایسه با سموم شیمیایی از نظر زیست محیطی مشکلات کمتری دارند ( کیم و همکاران، ۲۰۰۳). در تحقیقات انجام شده در زمینه اثرات زیستی اسانس های گیاهی اثرات تخم کشی، عقیم کنندگی، حشره کشی، قارچکشی، باکتری کشی، کنه کشی و نماتد کشی آنها مشخص شده است (شاکرمی و همکاران، ۱۳۸۸).
ایران با داشتن مناطق وسیع خشک و نیمه خشک که در آن تعداد زیادی از گیاهان آروماتیک بومی از خانواده های مختلف رشد می کند و تاریخ قدیمی و کهن استفاده از گیاهان دارویی پتانسیل زیادی برای کاربردی نمودن اسانس های گیاهی در برنامه های مدیریت آفات و بیماری ها دارد. کنترل بیماری های پس از برداشت با استفاده از اسانس های گیاهی، یکی از زمینه های تحقیقاتی در حال گسترش است ( میر کاظمی و همکاران، ۱۳۸۸).
در آزمایشی اثر اسانس های زیره سبز، شوید، آویشن، گشنیز و رزماری بر روی قارچ P. digitatum مورد بررسی قرار گرفت. اسانس زیره سبز به طور کامل از رشد قارچ و جوانه زنی اسپور ها جلوگیری کرد. ولی اسانس های آویشن، شوید، گشنیز و رزماری روی رشد میسیلیومی اثری نداشتد ولی از طریق تدخینی توانستند به ترتیب ۸/۸۵، ۸/۸۲، ۸۰ و% ۴/۷۱ مانع رشد میسیلیومی پاتوژن شوند (ییگیت و همکاران، ۲۰۰۰).
فعالیت ضد قارچی اسانس های رازیانه، مرزنجوش، برگ بو، اسطوخودوس و آرتمیسیا در منطقه مدیترانه‌ای ترکیه روی P. digitatum مورد ارزیابی قرار گرفت. اثر غلظت های مختلف اسانس ها روی جوانه زنی و طویل شدن لوله ی تندشی آزمایش شد. نتایج نشان داد که اسانس مرزنجوش و رازیانه بازدارنده ی قوی جوانه زنی کنیدیوم P. digitatum در مقایسه با دیگر اسانس های مورد استفاده بودند. بازدارندگی کامل کنیدی ها به وسیلهی اسانس مرزنجوش و رازیانه در غلظتهای ۶۴ و µl/ml 352 مشاهده شد اما کاربرد اسانس اسطوخودوس، برگ بو و آرتمیسیا برای جلوگیری از جوانه زنی کنیدیومی در همه ی غلظت های استفاده شده (۳۲ تا µl/ml352) با شکست مواجه شد. اسانس رازیانه و مرزنجوش در غلظت های ۶۴ و µL/ml 352 از طویل شدگی لوله تندشی به طور کامل جلوگیری کردند. اسانس اسطوخودوس و برگ بو و آرتمیسیا در بالاترین غلظت استفاده شده (µl/ml352) طویل شدگی لوله ی تندشی را به ترتیب به میزان ۶۹ ،۵۸ و %۲۸ کاهش دادند. مشاهده ی میکروسکوپی نشان داد که هر دو اسانس مرزنجوش و رازیانه به طور قابل توجهی مورفولوژِی هیف P. digitatum را تغییر می دهند (سویلو و همکاران، ۲۰۰۵).
رمضانی و سلیمانی (۲۰۱۰) اثر اسانس Eucalyptus leucoxylon را در کنترل پوسیدگی میوه‌ی پرتقال رقم واشنگتون مورد بررسی قرار دادند. در این آزمایش از غلظت های ۰ و ۲۰۰ وµl/ml 400 از اسانس اکالیپتوس به شیوه غوطه ور سازی یا پاشش بمدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه روی میوه های آلوده به P. digitatum وP. italicum استفاده شد. اثر بازدارندگی زیادی روی P. digitatum در دو حالت به دست آمد. هیچ فعالیتی علیه P. italicum در روش پاشش مشاهده نشد، در حالیکه فعالیت ضد قارچی در حالت غوطه ور سازی مشاهده شد.
کتولی و همکاران (۲۰۱۱) فعالیت قارچکشی اسانس E. camaldulensis را روی P. digitatum، Aspergillus flavus، Colletotrichum gloeosporiodes، Pythium ultimum، Rhizoctonia solani و Bipolaris sorokiniana مورد بررسی قرار دادند. آزمایش از طریق آغشته نمودن کاغذ صافی واتمن با غلظت های ۲۵، ۵۰، ۷۵ و% ۱۰۰ از اسانس روی محیط کشت PDA انجام شد. نتایج نشان داد که اسانس اکالیپتوس از رشد میسیلیومی P. ultimum و R. solani به طور کامل جلوگیری می کند. در مورد دو گونه B
. sorokiniana و C. gloeosporiodes تا ۵ روز از رشد قارچ جلوگیری کرد اما پس از آن هیچ بازدارندگی نداشت و روی P. digitatum و A. flavus تنها تا سه روز اول از رشد میسیلیومی قارچ جلوگیری کرد.
در آزمایشی اثر اسانس بادام شیرین، بادام تلخ و آویشن بر روی قارچ digitatum P. مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی پس از اندازه گیری قطر کلنی قارچ ها در محیط PDA و محاسبه درصد بازدارندگی نتایج نشان داد که اسانس آویشن در غلظت ۱% و ۲% و اسانس بادام شیرین در غلظت ۲% موجب کاهش رشد خطی قارج P. digitatum گردید در حالیکه اسانس بادام تلخ اثر متوسطی بر کاهش رشد قارچ نشان داد (آلا و همکاران، ۲۰۱۳).
به منظور کنترل قارچ P. digitatum در شرایط in vitro اثر اسانس های گیاهی دارچین، اسطوخودوس، نعنا فلفلی، مرزه، آویشن شیرازی، و زیره سیاه در جلوگیری از جوانه زنی اسپور قارچ P. digitatum و رشد ریسه ها در غلظت های ۲۵، ۵۰ وppm 75 مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اسانس دارچین بهترین اثر را در بازدارندگی جوانه زنی اسپور قارچ بر روی محیط کشت داشت، به طوریکه در غلظت هایppm 50 و ۷۵ به طور کامل از جوانه زنی اسپور قارچ جلوگیری کرد. پس از آن اسانس مرزه موثر بود و سایر اسانس های دیگر تاثیر قابل توجهی در بازدارندگی جوانه زنی اسپور قارچ نداشتند . نتایج حاصل از آزمایشات نشان داد، پس از گذشت ۱۵ روز بین تیمار های ۲۵، ۵۰ وppm 75 اسانس دارچین تفاوت معنی داری در کنترل رشد پرگنه قارچ مشاهده نشد در حالیکه هر سه تیمار اختلاف معنی داری را نسبت به شاهد نشان دادند (قاضی مطلق و همکاران، ۲۰۱۴).
در آزمایشی میرزا باقری و همکاران ( ۲۰۱۴) فعالیت ضد قارچی اسانس E. camadulensis، آویشن شیرازی و گیاه مورد را در غلظت های ۵۰، ۱۰۰، ۱۵۰ وppm 200 روی قارچ P. digitatum مورد ارزیابی قرار دادند. حداقل غلظت بازدارندگی ارزیابی شد. نتایج نشان داد که اسانس آویشن شیرازی به دلیل داشتن تیمول و کارواکرول نقش مهمی در فعالیت ضد قارچی آن داشت و اسانس گیاه مورد ضعیف ترین اثر قارچکشی را روی P. digitatum نشان داد.
به منظور بررسی اثر اسانس گیاهان دارویی در افزایش عمر انباری پرتقال والنسیا، آزمایشی در قالب طرح کاملا تصادفی با ۱۵ تیمار و ۴ تکرار و تعداد انجام شد. پس از زخم کردن پوست میوه و محلول پاشی روی آنها با محلول حاوی ۵۰۰ اسپور مخلوط کپک سبز (P. digitatum) و آبی (P. italicum)، میوه ها در اسانس آویشن (Thymus vulgaris)، زیره (Cuminum cyminum)، مرزه (Satureja montana) و میخک هندی (Syzygium aromaticum) هر کدام به غلظت های ۲۵۰، ۵۰۰ و ۷۵۰ میکرولیتر در لیتر به مدت ۵ دقیقه غوطه ور گردیدند. پس از خشک شدن آب سطح میوه، هر میوه در پلاستیک جداگانه بسته بندی و به انبار معمولی منتقل و به

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید