دانلود پایان نامه

سرمایه فکری، گردآوری داده های عملکردی مرتبط با سرمایه ی فکری، با هدف سنجش آن است. اما همان طور که پیش تر نیز گفته شد، رویه ها و مدل های سنتی حسابداری در شناسایی این موارد در قالب دارایی ها، با ضعف هایی روبرو هستند.

در سال های اخیر، توجه نظریه پردازان و پژوهش گران مختلف و علاقمندی سازمان ها به سرمایه ی فکری، فرصت تو سعه ی مدل ها، شاخص ها و سنجه های سنجشی جدید و خلاقهنه را ایجاد کرده است. این مدل ها ، شاخص ها و سنجه ها ، پیش از آن که شباهت به سنجه های سنتی متمرکز بر گذشته داشته باشند، مدل ها ، شاخص ها و سنجه هایی مبتنی بر ظرفیت های آینده ی موفقیت کسب و کار به شما می روند. همان طور که گفته شد، یکی از مهمترین جنبه های مدیریت سرمایه ی فکری سنجش است. چارچوب های موجود در سنجش سرمایه ی فکری، مجموعه ای از مدل ها، شاخص ها و سنجه هایی است که با هدف سنجش کلی و یا مولفه ای سرمایه فکری به کار می روند. این چارچوب ها بر گستره ای از حسابداری، اقتصاد، حسابداری منابع انسانی و مالکیت فکری و مدل های میان رشته ای توسعه یافته اند. به طور کلی این مدل ها را می توان به دو دسته ی عمده به لحاظ ماهیت تقسیم بندی نمود. دسته ی نخست، مدل هایی هستند که با رویکرد توصیفی در سنجش سرمایه ی فکری طراحی گردیده اند. دسته ی دوم، مدل هایی هستند که به شکل رهنمود و در قالب رویکردی تنظیمی و با هدف یکسان سازی فرآیند سنجش و گزارش دهی سرمایه ی فکری معرفی شده اند.
از سوی دیگر، با توجه به رشد اهمیت سرمایه ی فکری در توسعه یافتگی کشورها، در سال های اخیر مدل ها و شاخص هایی به منظور سنجش سرمایه ی فکری و دانشی در سطح کلان کشورها، توسط سازمان ها و نهاد های بین المللی معرفی شده است. این مدل ها بر پایه ی رویکردی کلان به سنجش سطح سرمایه ی فکری و دانشی براساس رشد و توسعه ی شاخص های ملی این سرمایه، می پردازند. در کنار موارد فوق، برخی شرکت های خدماتی و مشاوره ای در گستره ی جهانی، با هدف ایجاد چارچوب های مدیریت و سنجش آسان تر برای سازه های مختلف، موفق به ابداع ابزارهایی در این زمینه شده اند.

۱۱-۲ مدل های توصیفی سرمایه ی فکری
به طور کلی اکثر مدل های توصیفی پیشنهاد شده برای سنجش سرمایه ی فکری را می توان در قالب چهار دسته تقسیم بندی نمود:
۱٫ مدل های مستقیم سرمایه ی فکری
۲٫ مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار
۳٫ مدل های بازده دارایی ها
۴٫ مدل های کارت امتیازی
۱٫ مدل های مستقیم سرمایه ی فکری۳۴ : این مدل ها ، ارزش پولی سرمایه ی فکری را با شناسایی مولفه های مختلف آن ، مورد محاسبه قرار می دهند. در واقع از دریچه ی امکان آفرینی برای شناسایی مولفه ها ، ارزش گذاری این مولفه ها چه به صورت منفرد، و چه به صورت کسری از ارزش کل میسر خواهد بود.
۲٫ مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار ۳۵: این مدل ها، از طریق محاسبه ی تفاوت میان سرمایه ی بازار و سرمایه ی صاحبان سهام، ارزش سرمایه ی فکری را مورد محاسبه قرار می دهند.
۳٫ مدل های بازده دارایی ها۳۶ : در این مدل ها ، میانگین درآمد سازمان پیش از مالیات به عنوان مبنایی برای محاسبه در نظر گرفته می شود. در واقع این میانگین در یک بازه ی زمانی، تقسیم بر میانگین سرمایه ی فکری سازمان می گردد. حاصل این کسر مقدار آر-او-ای سازمان را به دست می دهد. در ادامه مقدار آر-او-ای ، از میانگین صنعتی کسر شده و حاصل این عملیات در گام بعد ، در میانگین سرمایه ی فکری سازمان ضرب شده، تا درآمد متوسط سالانه از خلال سرمایه فکری مورد محاسبه قرار گیرد.
۴٫ مدل های کارت امتیازی۳۷: در این مدل ها ، مولفه های مختلف سرمایه ی فکری تعریف شده و سنجه ها و نشانگر های متناسب ایجاد می شود. سپس نتایج به شکل کارت امتیازی یا گراف، استخراج شده و نمایش داده می شوند .

۱۲-۲ مدل های اندازه گیری سرمایه ی فکری و ارائه دهنده آن ها
۱-۱۲-۲ مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار
۱٫ مقایسه ی ارزش بازاری و ارزش دفتری – توماس استوارت
۲٫ کیوی توبین۳۸ – توبین
۳٫ برگه متوازن نامحسوس – کارل اریک سویبی
۴٫ مدل عملکردی شرکت دانش پایه (نوکورپ)۳۹ – کن استندفیلد۴۰

۲-۱۲-۲ مدل های مستقیم سرمایه ی فکری
۱٫ حسابداری و هزینه گذاری منابع انسانی – راجر هرمانسون۴۱
۲٫ مدل اظهارنامه منابع انسانی – گای استفان آهونن۴۲
۳٫ ارزشگذاری حقوق انحصار معنوی بر مبنای میزان ارجاع – نیک بونتیس۴۳
۴٫ مدل کارگزار فناوری – آنی بروکینگ
۵٫ حسابداری آینده – هامفری نش۴۴
۶٫ ارزشگذاری جامع – فیلیپ مک پیرسون۴۵
۷٫ ایجاد ارزش فراگیر – رود اندرسون و راب مک لین۴۶
۸٫ ارزشگذاری دارایی فکری – پاتریک سولیوان
۹٫ مدل نمایه ی ارزش – دنیل اندریسن و رنه تیسن
۱۰٫ رویه ی مالی سنجش دارایی های نامشهود – ایرنارودوف و فیلیپ للیارت

۳-۱۲-۲ مدل های بازده دارایی ها
۱٫ ارزش افزوده اقتصادی – بنت استوارت
۲٫ ارزش نامشهود محاسبه شده – توماس استوارت
۳٫ تعیین ضریب ارزش افزوده فکری – آنته پالیک
۴٫ محاسبه ی درآمد سرمایه ی دانشی – باروخ لو

۴-۱۲-۲ مدل های کارت امتیازی
۱٫ کارت امتیازی متوازن – روبروت کاپلان و دیوید نورتون
۲٫ محاسبات کل نگر – گروه رامبل
۳٫ نشانگر اسکاندیا – لیف ادوینسون و میشل ملون
۴٫ پایش دارایی های نامشهود – کارل اریک سویبی
۵٫ شاخص سرمایه ی فکری – یوهان روس و همکاران
۶٫ شاخص ایجاد ارزش – گآف با اوم و همکارانش
۷٫ چرخه ی ممیزی دانش- برنارد مار و جیووانی اسکیما
۸٫ تابلوی زنجیره ی ارزش – بارخ لو
۹٫ سازمان همکاری و
توسعه اقتصادی – سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
۱۰٫ طبقه بندی سرمایه ی فکری – لیف ادوینسون
۱۱٫ ارزشگذاری پویا سرمایه ی فکری – احمد بونفور
۱۲٫ سنجش و حسابداری سرمایه ی فکری (مجیک) – کمیسیون اروپا
۱۳٫ هوش تجاری – اگیل سندویک
۱۴٫ شاخص سرمایه ی فکری ملی – نیک بونتی

۱-۴-۱۲-۲ مدل مقایسه ی ارزش بازاری و ارزش دفتری (ام – بی – وی)
مدل مقایسه ی ارزش بازاری و ارزش دفتری، جزو مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار است که در سال ۱۹۹۷ میلادی توماس استوارت معرفی شده است . هر چند بایستی یادآور شد که این مدل در سال ۱۹۹۸ میلادی نیز بار دیگر مورد توجه دی.اچ لوتی قرار گرفته و پیشنهادهایی برای توسعه ی آن طرح شده است. مدل ارزش بازاری به دفتری، بدون شک پردامنه ترین مدل به لحاظ به کارگیری در سنجش و ارزش گذاری سرمایه ی فکری به سبب سادگی و قابلیت فهم آسان آن است . در این مدل فرض بر آن است که ارزش نهایی تقریبی شرکت از مجموع ارزش دارایی های مشهود و نامشهود به دست می آید، که در قالب ارزش بازار بروز می نماید. مقدار ارزش در واقع حاصل از ضرب قیمت بازاری هر سهم عادی در تعداد سهم صاحبان سهام است. از دریچه ی دو تعریف فوق، در این مدل تفاوت میان ارزش بازاری و ارزش دفتری، به عنوان مقیاس تقریبی سنجش سرمایه ی فکری شرکت – که در واقع بخشی از دارایی های شرکت به حساب آمده، اما در تراز نامه ها ثبت نمی گردد-، در نظرگرفته می شود. به طور کلی می توان گفت که مدل ارزش بازاری به دفتری، تفاوت میان پولی است که سرمایه گذاران شرکت در ابتدا سرمایه گذاری نمودند، و جریان نقدینگی که در شرایط زمانی حاضر در صورت فروش سهام شرکت می توانند به دست بیاورند.
در واقع این مدل را می توان، ارزیابی مبتنی بر بازار از ارزش فعلی خالص پروژه های به کارگیری سرمایه ی جاری یا مفروض شرکت ، به حساب آورد. براین اساس می توان ارزش بازاری به دفتری را ارزیابی مختصر و معتبری از عملکرد سازمان در نظر گرفت . هرچند سادگی و کاربرد آسان،این مدل را به مدلی همه پذیر و عام در حسابداری تبدیل کرده است ، اما باید در هنگام استفاده از این مدل به برخی از وسایل ، به منظور دستیابی به چارچوب قابل اعتمادتری در تحلیل توجه نمود. یکی از مسائل ، عدم توجه به عامل های متفاوت در این مدل است. عامل هایی چون : شرایط اقتصاد کلان ، سیاست های صنعتی جاری، عرضه و تقاضای اوراق بهادار و ….، که می توانند بر برداشت سرمایه گذاران از پتانسیل شرکت به منظور ایجاد ارزش در آینده موثر بوده و به طور غیر مستقیم بر ارزش بازار شرکت تاثیر گذار باشند. از سوی دیگر صورت و مخرج کسر رابطه ی موجود در این مدل ، هر یک از ریشه محاسباتی مجزایی برخوردارند. ارزش دفتری، برپایه ی رویه ها و سیاست های جاری حسابداری شرکت – که تنها بر نتایج خروجی تاثیرگذارند – تعیین می گردد و در مقابل ارزش بازار ، انعکاسی از سیاستهای جاری و همچنین اهداف استراتژیک است . به عبارت بهتر ، ارزش بازار انعکاسی از ارزش مرکب دارایی های نامشهود و ارزش دفتری است ، که انتظارات و پیش بینی های سرمایه گذاران از استراتژی های سازمانی و نیز ، بازتابی از پتانسیل های موجود خلق ارزش در آینده نمایان می سازد. در نهایت بایستی گفت که این مدل ، سنجه قابل اطمینانی از کل داراییهای سازمان را بدست نمی دهد . اما می تواند بعنوان مقیاسی در مقایسه تطبیقی با رقبا و یا بعنوان عاملی در بررسی وضعیت مقایسه ای سالانه شرکت ، مفید واقه شود .

۲-۴-۱۲-۲ مدل کیوی توبین۴۷
روش کیوی توبین ، توسط جیمز توبین برنده نوبل اقتصاد توسعه داده شد. این نسبت ، ارتباط بین ارزش بازار یک شرکت و ارزش جایگزینی آن شرکت ( هزینه جایگزینی دارایی های آن شرکت) را اندازه گیری می کند. به صورت تئوری در بلند مدت این نسبت به سمت واحد میل می کند، اما شواهد تجربی نشان می دهد که در همین زمان این نسبت می تواند به طور معنی داری با عدد یک متفاوت باشد. برای مثال شرکتهای نرم افزاری که به میزان زیادی از سرمایه ی فکری بهره می جویند، نسبتی در حدود هفت یا بالاتر دارند در حالیکه شرکت های با سرمایه فیزیکی زیاد نسبتی در حدود یک دارند. نسبت کیوی توبین در اصل بسیار شبیه به نسبت بازار – به – دفتر می باشد با این تفاوت که توبین در هنگام محاسبه ، هزینه جایگزینی دارائی های فیزیکی را به جای ارزش دفتری دارائی های فیزیکی بکار می گیرد.
نسبت حاصله به این شکل بکار می رود که چنانچه نسبت کیوی یک شرکت، بزرگتر از مقدار واحد و نیز بزرگتر از مقدار کیوی رقابتی باشد، شرکت مزبور توانایی کسب سود بیشتر از شرکت های مشابه را داراست.

۳-۴-۱۲-۲ مدل عملکردی شرکت دانش پایه (نوکورپ)
مدل عملکردی شرکت دانش پایه (نوکورپ) ، جزو مدل های مبتنی بر سرمایه ی بازار است که در سال ۱۹۹۹ میلادی توسط کن استندفیلد معرفی شده است . استندفیلد معتقد است که دو راه عمده برای سنجش دارایی های دانشی سازمان وجود دارد : راه عینی و راه ذهنی . سنجش ذهنی ، بر پایه ی استراتژی های سازمان شکل می گیرد و اغلب توسط مدیران و با هدف کمک به افزایش سطح کارایی کسب و کار صورت می پذیرد . در واقع سازمان های دانش پایه امیدوار به بهبود عملکرد استراتژیک و مدیریت داخلی هستند، از این رو مدل های نسل اول یا دوم سنجش سرمایه ی فکری ، مانند : مدل نشانگر اسکاندیا، را بکار می گیرند . اما راه عینی مقایسه و الگو گیری عملکرد است که مستقل از استراتژی صورت می پذیرد . این مدل های سنجش به مدل های نسل سوم معروفند، که اغلب توسط سرمایه گذاران یا سهامداران با هدف تصمی
م گیری پیرامون سرمایه گذاری مناسب تر انجام می گیرد . کن استندفیلد مدل های مختلفی از این دست چون : حسابداری نامشهود نوکورپ ، آنالیز هزینه نامشهود و مدیریت ریسک نامشهود را ابداع نموده است. مدل حسابداری نامشهود در غالب فرمول زیر شکل می گیرد :
اثربخشی عملیاتی = هزینه های ثابت عمومی – [(سود اثر بخش عملیاتی * زمان سازمانی)]
“زمان سازمانی” در فرمول فوق ، زمان مفیدی است که کارکنان به منظور تولید سود هر سال صرف می کنند . زمان مفید عبارت است از : مدت زمان برنامه ریزی شده ی کار – تعطیلات ، غیبت روزهای بیماری، و ….، است . ” سود اثر بخش عملیاتی ” ، اثر بخشی سازمانی یا بهره وری را در این فرمول نمایندگی می کند . ” هزینه های ثابت عمومی” نیز ، ساختار هزینه ای مشهود سازمان ، مانند : هزینه های مرتبط با حقوق، تبلیغات، بازاریابی، فروش، اداری، و….، را شامل می شود . در نهایت ، “اثر بخشی عملیاتی ” به عنوان حاصل فرمول فوق ، در واقع سودی را که کارکنان در خلق آن مشارکت داشته اند ، نمایندگی می کند. اما ” سود حسابداری” ، مجموع سود حاصل از فعالیت کارکنان و بازده حاصل از دریچه ی غیر مرتبط با فعالیت کارکنان است .

سود حسابداری = سود حاصل از غیر از فعالیت کارکنان + سود حاصل از فعالیت کارکنان
فرمول فوق بنیان سنجش منابع نامشهود در مدل نوکورپ است و در واقع قدم بعد ممیزی دارایی های دانشی سازمان است . چارچوبی که مدل نوکورپ برآن استوار است در شکل زیر نمایش داده شده است.
نمودار۲-۲ مدل نوکورپ (خاوندکارومتقی،۱۳۸۸،ص۱۸۶)۱

۴-۴-۱۲-۲ مدل کارگزار فناوری ( تی – بی)۴۸
مدل کارگزار فناوری ، جزو مدل های مستقیم سرمایه ی فکری است که در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط آنی بروکینگ معرفی شده است . به باور بروکینگ ، سرمایه ی فکری هر سازمان ترکیبی از چهار مولفه ی : دارایی بازار، دارایی های انسان محور ، دارایی های مرتبط با مالکیت فکری و دارایی های زیر ساختی است . چارچوب سرمایه ی فکری بروکینگ در شکل زیر نمایش داده شده است :

نمودار ۳-۲ چارچوب سرمایه ی فکری بروکینگ (فطرس و بیگی، ۱۳۸۸، ص۶)۲
دارایی های بازار
دارایی های با خصیصه فکری
دارایی های زیر ساختی
دارایی های با محوریت انسان
برندهای خدمات
برندهای نولید
برند های مشارکتی
پشتیبان ها
مشتریان
وفاداری مشتریان
معملات تکرار شده
سفارشات
کانال های توزیع
توافقات تجاری (همکاری ها )
توافقات حق استفاده از نام تجاری
توافقات استفاده از اجازه انحصار

حقوق و امتیازات انحصار معنوی
کپی رایت
حقوق طراحی
رموز تجاری
دانش فنی
علامت های تجاری
علانت های خدمات

فلسفه مدیریت
فرهنگ مشارکتی
فرآیند های مدیریتی
سامانه های فن آوری اطلاعات
سامانه های شبکه ای
روابط مالی

تحصیلات
شایستگی های شغلی
دانش مرتبط با کار
قابلیت های مرتبط با کار

بر پایه ی چارچوب فوق هر دارایی از تعریف و طبقه بندی خاصی برخوردار گردیده است : براین اساس دارایی های بازار مجموعه ای از توانایی های بالقوه سارمان در کسب سهم بیشتر از بازار ، ماندد : مشتریان ، علامت های تجاری ، توافقات ، قرارداد ها ، و …، را شامل می شود . دارایی های انسان محور ، تمام داشته های سازمانی را که به نوعی از دریچه فعالیت یا حضور افراد در سازمان پدید

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید