No category

منابع پایان نامه با موضوع ارتباط جمعی، وسایل ارتباط جمعی، رسانه های گروهی، ارتکاب جرم

صورت خواننده کافه ای که در خیابان شاه آباد تهران(جمهوری اسلامی فعلی)می پاشد. پس از این دو سوء قصد که به تفصیل مورد بحث روزنامه ها قرار گرفت در عرض یکسال بیش از ده نمونه دیگر سوء قصد کاملاً نظیر یکدیگر در ایران اتفاق افتاد. از همه مهمتر مردی در رشت به همین ترتیب، روزانه زنها را مورد حمله قرار می دهد و پس از پاشیدن اسید به صورت آنها فرار می کند. موضوع قابل توجه آن است که کلیه سوء قصدها علیه زنها صورت می گرفت و حمله کنندگان اسیدها را بر روی چهره آنها می ریختند. بار دیگر در همان سالهای قبل از انقلاب مطبوعات برای اولین بار با سرو صدای همیشگی به توصیف حمله ای پرداختند که توسط چند نفر به صورت گانگسترهای غربی علیه بانکی صورت گرفته بود. در همان سال سه نمونه دیگر کاملاً شبیه یکدیگر رخ می دهد شباهت سه قتل زیر از هر جهت قابل تعمق است.در ۱۲ شهریور ۱۳۴۹ مردی سر دختر خود رابا قساوت تمامتر برید زیرا دختر علیرغم میل پدر می خواست با جوان خیاطی ازدواج کند. در آبان ماه مردی در مشهد دخترش را کشت،قاتل علت قتل دخترش را اینطور بیان کرد: وقتی دیدم دخترم حاضر نیست با مردی که برایش در نظر گرفته ام عروسی کند عصبانی شدم و پاره آجری به سرش کوبیدم و بعد جسدش را به داخل چاه آب انداختم. در دی ماه مرد دیگری در تهران چون با ازدواج دخترش با مردی که به او علاقه داشت مخالف بود، با چاقو او را به شدت مجروح کرد.مثال وحشتناک دیگری که می توان بیان کرد مربوط به ۴ قتلی است که از هر نظر به یکدیگر شبیهند. چند سال قبل مردی در شهر کرمان چهار کودک خود را به وسیله سیم برق به ناگوارترین صورت به قتل رساند. سر و صدای مطبوعات در اطراف این واقعه هولناک امری کاملاً روشن و قابل پیش بینی بود.عکس تفسیر داستان سرایی بود که در همه روزنامه ها به چشم می خورد. مدتی پس از این واقعه در شبستر مردی چهار کودک خود را با اره سر برید و زنش را نیز به قتل رساند. مدت زمانی بعد در تهران مردی سر چهار فرزند خود را سفاکانه برید و زنش را هم کشت. مهمتر اینکه در تاریخ ۹ فروردین ۱۳۵۱ مرد دیگری کاملاً مشابه به آنچه که قاتل اولی انجام داده بود زن و دو فرزند خود را به وسیله سیم برق به قتل رساند. محققاً هیچکس از دومین یا سومین و حتی علیرغم تشابه کامل بین قتل اول و چهارم از چهارمین قتل نپرسیده است که آیا تحت تاثیر مطبوعات به طرف چنین جنایت هولناک رانده شده اند یا نه؟ ولی می توان مطمئن بود که توصیفات روزنامه ها که همیشه همراه جزئیات واقعه به صورت افراط آمیز و توام با سروصدای فراوان است،عامل موثری در راندن آنها به طرف چنین جنایات وحشتناکی بوده است. زیرا هر چهار جنایت از هر جهت مشابه یکدیگرند. نکات مشترکی که در این جنایت به چشم می خورد بدین قرار است:
قاتلان: پدرها مقتولان:کودکان در هر چهار مورد و همسر در سه مورد
محل جنایت: مسکن اصلی علت:عصبانیت،انتقام،تعصب
بدیهی است هیچکس نمی داند که واقعاً کدام یک از مجرمین فوق تحت تاثیر جنایاتی که توسط مطبوعات نشر یافته و تفسیر شده ، قرار گرفته است ولی همانطور که قبلاً نیز ذکر شد تشابهات و وقوع پی در پی جنایات این امر را تا حدی مسلم می سازد که نشر وقایع جنایی فوق بر روی اذهان برخی از بزهکاران بی تاثیر نبوده است. زیرا اثر نوشته های جنایی مطبوعات آن است که افکار را روی اعمال زیان آور هیپنوتیزم می کند بینش رفتارهای نیک را از بین می برد، درجه اخلاقیات را تنزل می دهد،شهامت آلوده شدن به اعمال ضد اجتماعی را می آفریند، تردید و دو دلی را به یقین مبدل می سازد و بالاخره افراد را به طرف تقلیدهای جنایی می راند(مظلومان،۱۳۶۵، ۵۹-۴۶)

آموزش شیوه ها
برخی معتقدند که رسانه ها نقش یک دانشگاه جرم را بازی می کنند. ذکر جزئیات رفتارهای جنایی و شیوه ای که مجرمان برای ارتکاب جرم از آن استفاده می کنند، ممکن است از یک سو نوعی اطلاع رسانی در جهت پشگیری از بزه دیدگی و ضرورت اتخاذ تدابیر و تمهیدات پیش گیرنده باشد،ولی از سوی دیگر این اطلاع رسانی برای کسانی که مستعد ارتکاب جرم هستند،نوعی آموزش ترفندها و مهارت های ارتکاب جرم محسوب می شود.
دکتر باقر ساروخانی در اولین سمینار بررسی آسیب های اجتماعی در ایران در یک سخنرانی تحت عنوان”رسانه های گروهی و آسیب های اجتماعی” می گوید: ارتباطات می تواند آموزگار باشد در گذشته (و در زمان حال هم) جانی ها موقعی که به زندان می افتادند آنجا شب های درازی داشتند، با هم می نشستندو گفتگو می کردند و تکنیک های جنایت را بهتر فرا می گرفتند. حالا در بسیاری از موراد وسایل ارتباط جمعی این تکنیک ها را در سطح کل جامعه پیاده می کند. به عنوان نمونه مثال سالها پیش در رادیو، برنامه ای بود که در آن جانیان زندانی خاطراتشان را تعریف می کردند.در یکی از این برنامه ها، محکومی تعریف می کرد که:ما رفتیم منزل کسی خواستیم دزدی بکنیم، صاحبخانه متوجه شد،قصد فرار کردیم اما موقع فرار کردن کفش را در آوردیم به طریق عکس جفت کردیم و فرار به طور کامل موفقیت آمیز بود برای اینکه صاحبخانه و اطرافیانشان آمدند دیدند که کفش ها به این طرف جفت است از همان طرف به دنبال ما آمدند بنابراین به راحتی توانستیم فرار کنیم.بدین ترتیب در بسیاری از موراد می شود از طریق ارتباطات آموزش جنایی داد و کل جامعه را صحنه آموزش جنایی کرد. ولی در بخش دیگری با اشاره به نوع دیگر آموزش جنایی از طریق رسانه ها می گوید: رسانه ها از یک اشتباه تاریخی در این زمینه رنج می برند، تهیه کنندگان(عقیده سازان،ارزش گذاران)جنایت را مطرح می کنند، جانی قهرمان فیلم از طریق جنایت توفیق پیدا می کند به نوایی برسد اما بعد هم در آخر فیلم به سزای اعمالش می رسد یعنی احتمالاً او را می کشندو یا به زندانش می برند. تهیه فیلم خواهد گفت ، من جنایت را مطرح کردم و بعد پایانش را هم ملاحضه کردید که سخت بود،بنابراین من می خواستم کسی این کار را نکند ولی فراموش می کند جوانانی که ناظر چنین برنامه هایی هستند همیشه عاقبت کار را نمی بینند و در اکثر موارد مستمسکی درست می کنند پیش خودشان می گویند،درسته به پول و ثروت رسید، اما آخرش اشتباه کرد ولی ما که این اشتباه را نخواهیم کرد. بنابراین ملاحظه می شود که کار جنایت،تفکیک های جنایت و توفیق جنایت کار خود را انجام داده است و وسیله ارتباطی یک وسیله یا ابزار اشاعه جنایت شده است(ساروخانی،۱۳۶۸، ۱۱۹) ریموندگس در تحلیل نهایی تاثیر وسایل ارتباط جمعی بر توسعه خشونت و تبهکاری می نویسد:تاکنون برای یافتن تاثیر مستقیم یا غیرمستقیم وسایل ارتباط جمعی در توسعه خشونت و شهوت جنسی و جرایم ناشی از آن در بین بزرگسالان و نوجوانان تحقیقات متعددی بعمل آمده است، روابط مشاهده شده بین این تکنیک های انتشاراتی و تبهکاری بر حسب پژوهش های به عمل آمده به طور قابل ملاحضه ای مختلف بوده است وباید بتوان تحلیل انتقادی فشردهای به منظور دستیابی به نتایج مطمئنی که امکان دارد،به عمل آورد.”پیناتل”بزرگ جرم شناس جهان کنونی عقیده دارد: اثر وسایل ارتباط جمعی در زمینه انگیزشهای جنایی تا حدی خنثی به نظر می رسد اما این وسایل منبع محرک جرم زایی مکمل را تشکیل می دهند که نسبت به بعضی از شخصیت های سست و شکننده و ناپایدار مخصوصاً نفش کاتالیزور را ایفا می کنند نقش وسایل ارتباط جمعی را در آموزش کیفیات اجرای بعضی جرایم نباید فراموش کرد.(همان منبع، ۱۲۱)
یک محقق امریکایی با احتیاط گامی فراتر نهاده و با استناد به تحقیق خود اعلام داشته است که وسایل ارتباط جمعی،به ویژه مطبوعات در نشر اندیشه ها و شیوه های بزهکاران و رفتار جنایی نقش ثانوی دارند که به مثابه کارآموزی جنایت محسوب می شوند(گس،۱۳۷۰، ۵۰)
تشدید احساس ناامنی در افکار عمومی
ژرژپیکا جرم شناس فرانسوی می نویسد:رسانه های گروهی نوعی اندیشه درباره بزهکاری را به مردم تحمیل می کنند. این اندیشه که در تمام جامعه پخش می شود، نحوه نگرش افراد بر واقعیت را سازمان می دهد.بعلاوه این رسانه ها مردم را به پیش داوریها و تصویرهای یکنواخت عادت می دهند. این موضوع در راستای تحلیل مارشال مک لوهان که طبق آن رسانه های گروهی بی طرف نیستند،قرار دارد.رسانه های گروهی جز فرایند های اجتماعی اند و عامل پویایی را تشکیل می دهند که قادر به تغییر و دگرگونی وقایع است.به عبارت دیگر انتخاب خبر،بهره برداری و تکرار آن می تواند منجر به توسعه آن شود.بدین سان یک حادثه پیش پا افتاده بزهکاری خبرش در حد یک محله باقی می ماند، ازطریق تلویزیون می تواند به یک واقعه تبدیل شود از این نظر بیجا نیست اگر فکر کنیم که رسانه های گروهی منبع اساسی نشر ناامنی را تشکیل می دهند.برداشت های ناامنی با توجه به شدت و کثرت پیام های منتشر شده به وسیله های کتبی وشفاهی متغیر است. اگر چاپ مقاله های مختلف افزایش یابد یا اینکه به پدیده های که تاکنون بی اهمیت تلقی می شد توجه بیشتری شود(بدون اینکه اهمیت واقعی آن تغییر کرده باشد)در این صورت افکار عمومی اعتقاد پیدا می کنند که بزهکاری افزایش یافته است و مقامات دولتی، در چنین وضعی بلافاصله واکنش نشان می دهند. از یک تحقیق انجام شده به وسیله شورای اروپا،چنین نتیجه گیری می شود که مقالات مربوط به بزهکاری تقریباً ۷% از صفحات روزنامه های بزرگ اروپا را اشغال می کند و کمتر از نیمی از این متون رفتارهای خشونت آمیز را دربر می گیرد. آقای مارش در مقاله ای با عنوان بررسی تطبیقی پوشش خبری جرم در روزنامه های امریکا و دیگر کشورها با تحلیل محتوای ۳۶ روزنامه امریکایی و بررسی ۲۰ پژوهش دیگر در ۱۴ کشور جهان در دهه ۷۰ و ۸۰ به این جمع بندی رسید که جرم خشونت آمیز بسیار بیشتر از آنچه در آمارهای رسمی آمده، در روزنامه ها بازتاب داشته است. ولی درصد گزارش جرم های علیه اموال در روزنامه ها بسیار کمتر از میزان ارتکاب آن بوده است.به عبارت دقیقتر،نسبت گزارش های مربوط به جرم های خشونت آمیز به جرم های علیه اموال دراین روزنامه ها ۸ به۲ بوده است؛ یعنی سهم گزارش های مربوط به جرم های علیه اموال یک چهارم جرم های خشونت آمیز بوده،درحالی که در طول دوره مورد مطالعه براساس آمارهای رسمی جرم های علیه اموال ۹ برابر بیشتر از جرم های خشونت آمیز بوده است.تحقیق دیگری که در کشور آرژانتین انجام شد،نشان دهنده تحریف در بازتاب رویدادهای جنایی در روزنامه های پر تیتراژ این کشور بود. براساس آمارهای ارائه شده در این تحقیق،۴۰درصد از جرم های گزارش شده در روزنامه ها به جرم های علیه اشخاص اختصاص یافته بود،در حالی که میزان واقعی این جرم ها براساس آمارهای رسمی از ۱۷ درصد تجاوز نمی کرد. در مقابل درحالیکه جرم های علیه اموال حدود۷۰% جرم های ارتکابی در این کشور را تشکیل می داد،فقط ۷/۱۸ %

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *