No category

منابع پایان نامه با موضوع نظریه وابستگی، عوامل بیرونی، بازدارندگی، رسانه های جمعی

آن زمان رسید. سی ان ان در مقایسه با متوسط ۴۰۲۰۰۰ مخاطب برای هر شب در ماه قبل ۱/۲ میلیون مخاطب داشت به کارگیری نظریه وابستگی کمک می کند برخی مطالعات را که اثرهای زیادی برای رسانه های جمعی نشان می دهند و مطالعاتی را که برای رسانه ها اثرهای اندکی قائل هستند، با هم آشتی دهیم. بکر و ویتنی۱۹ (۱۹۸۰)نشان دادند که افراد ممکن است برای دریافت اطلاعات خود به رسانه خاصی وابسته شوند و افرادی که به رسانه های مختلف وابستگی دارند، به داشتن تصویرهای مختلف از دنیا سوق پیدا می کنند. میلر و ریز(۱۹۸۲) به این نتیجه رسیدند که هر چه فردی بیشتر به رسانه خاصی وابسته باشد، احتمال اینکه پیامی در آن رسانه اثرهای مورد نظر را داشته باشد بیشتر است.نیگ(۱۹۸۰)برای توصیف جستجوی اطلاعات مربوط به پیش بینی زلزله از رسانه های جمعی از یک چارچوب مبتنی بر نظریه وابستگی استفاده کرد.(سه ورین و تانکارد،۱۳۸۱، ۴۱۵-۴۱۲)
رویکردهای نظری به جرم و رسانه
ویژگی اصلی نخستین نظریه های مطرح شده در زمینه ارتباط میان جرم و رسانه، نگرشهایی به شدت منفی است که در مورد نقش رسانه ها و تاثیرپذیری مخاطبان ابراز شده است. در دوره ای اعتقاد براین بود که کنش های اجتماعی بیشتر تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار دارند تا انتخاب های فرد. در این دوره رسانه های گروهی نوظهور، کانون توجه نظریه هایی قرار گرفت که به تشریح آثار زیان بار این عوامل بیرونی می پرداختند. از نگاه برخی متفکران اوایل قرن بیستم، رسانه های گروهی جدید مهاجمان بیگانه ای بودندکه پیام ها،افکار و مفاهیم شان را به طور مستقیم به مخاطبان دست بسته خود القاء می کردند. اگر چه برخی دیگر از پژوهشگران به طور جدی با تلاش هایی که در صدد بیان رابطه علت و معلولی میان جرم و رسانه بودند،مخالفت می ورزیدند،با این حال اندیشه های به رسانه های بالقوه زیان بار که می توانند پیامد های منفی و ضد اجتماعی به دنبال داشته باشند، به محور بسیاری از گفتمان های رایج، به ویژه گفتمان هایی که در سیاست گذاری مشارکت داشتند، تبدیل شده بود.
بخش سوم:انعکاس اخبار جنایی در مطبوعات
در ارتباط با چاپ و انتشار اخبارجنایی چه مطبوعات جدی و طراز اول و چه مطبوعات جنجالی و عامه پسند پرتیتراژ،همیشه دو گروه موافق و مخالف وجود داشته است. موافقین و طرافداران انتشار اخبار جنایی با ارائه نقطه نظرات خود سعی بر این داشته اند فواید آن را خیلی بیشتر از عدم انتشار بشمارند و در مقابل مضرات و مشکلات ناشی از انتشار اخبار جنایی را ناچیز جلوه بدهند. مخالفین نیز به عکس آنها عمل کرده و اثرات منفی متعددی را بر اینگونه گزارش ها مترتب دانسته اند.در این پژوهش سعی براین شده دیدگاهها و تحلیل های هر دو گروه کالبدشکافی شده و به تحلیل آنها بپردازیم.
نقش مطبوعات
اهمیت مطبوعات و نقش آن در ابعاد گوناگون زندگی افراد انسانی و شکل دهی افکار و اندیشه ها غیر قابل انکار است. یکی از اصیل ترین و آموزش دهنده ترین پدیده هایی که برای جوامع بشری قابل تصور است مطبوعات می باشدکه با نشر مطالب ارزنده بر آگاهی ها و معلومات عموم می افزاید و باعث تنویر افکار و اندیشه ها می شوند و در جامعه دگرگونیهایی را به وجود می آورند که بانیاز زمان هماهنگ باشد. ولیکن علیرغم نقش مثبت مطبوعات در ابعاد ذکر شده و سایر وجوه همچون اطلاع رسانی، فرهنگ سازی و… آیا این پدیده نیز می تواند مانند دیگر پدیده های جوامع انسانی دارای نقش بوده و اثرات منفی از خود بر جای گذارد و این امر چگونه میسر می شود؟ که نظر بعضی از جامعه شناسان و جرم شناسان انتشار دزدیها و جنایات و ماجراهای خلاف عفت و هتک ناموسی را در مطبوعات زیان آور می دانند. در صورتیکه عده ای دیگر از نظر تقویت حس عدالتخواهی و مبارزه با جرم و جنایت آن را بدون ضرر وحتی مفید می دانند.
معیار و انگیزه های طرفداران انعکاس اخبار جنایی در مطبوعات
صاحب نظرانی که اخبار جنایی را در رسانه ها مثبت ارزیابی می کنند معمولاً بر این نکته تاکید دارند: ممکن است برنامه یا صحنه ای یا گزارشی به تزکیه نفس جوانان و خردسالان کمک نموده آنها را از انحراف و گمراهی بازدارد.

واقع گرایی
خبرنگاران و روزنامه نگاران معمولاً با این سوال روبرو می شوند که چرا به جای اخبار بد روی اخبار خوب تکیه نمی کنند؟ پاسخ این است که درباره جهان آنطور که هست می نویسند با همه زشتی هایش و نه تصویر خیالی و زیبایی از آن. این پاسخ رک و سریع می تواند پرسش کنندگان را آرام سازد، ما در عرصه ارتباطات وسیع قرار گرفته ایم و عدم انتشار واقعیات موجب ایحاد شایعه، دروغ پردازی و… می شود. در پرونده های مهم حوادثی مقامات پلیسی و قضایی باید با مردم روراست باشند.
منع و ترس
بعضی از دست اندرکاران مطبوعاتی اعتقاد دارند که انتشار اخبار جنایی در کل به جامعه سود می رساند.آنها اظهار می نمایند که اخبار پلیس در ارتباط با از هم پاشیده شدن گروه های جنایتکار، بازداشت ها،محکومیت ها و صدور حکم های زندانی طولانی هشدار و اعلام خطر برای خطاکاران می باشد که چه سرنوشتی در انتظار آنها می باشد. از جمله که مفسرینی که از این نظریه حمایت می نمایند،مشهورترین آنها ژوزف پولیتزر۲۰ می باشد.
اسوان برگ در کتاب”پولیتزر”نقل کرده است:هیچ جرمی،هیچ خدعه و فریبی،هیچ کلاهبرداری،هیچ گناه و فسخ و فجوری وجود ندارد که در خفا به استمرار خود ادامه ندهد. همه آنها را بی پرده رو کنید،آنها را از هم بشکافید،توصیف نمایید،به آنها حمله کنید،آنها را در مطبوعات به باد مسخره بگیرد و تقبیح نماییدو… نظر و عقیده عامه مردم آنها را می زدایند و محو می سازند،جدا از علاقه بی نهایت پولیتزر در ارائه مطالب و داستانهای جنایی در روزنامه ها منتقدین گفتند که او داستانهای خیالی را به چاپ می رساند تا نظر خوانندگان خود را در میان قشر کارگر نوخواسته شهر که بسیاری از آنها قدرت درک مطالب و اخبار پیچیده تری را ندارند، جلب نماید. فرض را بر این می گیریم که او در کارش مصمم بوده و اعتقاد داشته که انتشار اخبار جنایی سبب تهذیب آنهایی می شود که مستعد آلودگی هستند. اگر این فرض صحیح باشد،در این صورت تاثیر بازدارندگی،قاعدتاً باید با قطع درج مطالب جنایی از میان برود، دیوید پین۲۱ این تفکر را با نرخ سرقت مسلحانه،دزدی و سرقت اتومبیل در۴ شهر در پیش از درج مطالب جنایی در روزنامه ها و قطع انتشار و چاپ چنین مطالبی مقایسه نمود. او این سه جرم را از آن جهت انتخاب نمودکه آنها را مناسب برای بازداری وضع یافته بود.اما پین،بعد از توقف درج مقاله های جنایی،تغییر محسوسی را مشاهده ننمود.خلافکاران ظاهراً با همان روند و گام به تبهکاری ها ادامه دادند. به نظر می رسد که بیشتر جرم شناسان از اینکه اخبار جنایی نمی تواند مانع از بروز جرم شود،ناآگاهند و به همین دلیل،توضیحی برای آن ارائه نکرده اند. اما این امکان وجود دارد که آنها بدان بیندیشند،برای شروع،فرض بر این گرفته می شود که خلافکاران نمی تواننداز طریق اخبار جنایی از ارتکاب جرم بازداشته شوند.مگر اینکه آنها علاقه ای به اخبار داشته باشند،بتوانند بخوانند،مبلغ کمی پول خرج خرید روزنامه نمایند. این شرایط ظاهراً سبک وساده به نظر می رسد،اما می توانند سهل الوصول نباشند.بیشتر خلافکاران از شغل آبرومند و ثابتی برخوردار نیستند،درآمد قابل ملاحضه ای ندارند،اغلب نه می توانند روزنامه بخوانند و نه باهوش هستند،سروکار همه به زندان نمی افتد و بیشتر آنان هم که راهی زندان می شوند،مجرمین هستند. جرج بتو یکی از روسای پیشین زندان می گوید:اکثر زندانیان نه باهوش هستند و نه زیرک و حیله گر و نه مانند تبهکارانی که با آب و رنگ روی صفحه تلویزیون یا پرده سینما نمایش داده می شوند،بلکه آنها بیچاره ای احمق و بی منطقی می باشند. این داوری خیلی رک و شدید است،اما حقیقت دارد.تنها درصدی معدود از زندانیان فارغ التحصیل دبیرستان و چندتایی هم با ضریب هوشی صد به بالاتر می باشند. جرم شناسان مشهور خاطرنشان می سازند هم ضریب هوشی بالا و هم درجه باسوادی، از مشخصه های خوب شناخت تاثیر مطالب جنایی برروی جرم هستند. واقعیت امر این است:آنهایی که از سواد کمتری برخوردارندو کمتر باهوش هستند،بیشتر مرتکب خلاف می شوند. این افراد کمتر یا اصلاً روزنامه نمی خوانند و همین توضیحی بر این است که چرا روزنامه ها فاقد تاثیر بازدارندگی ارتکاب جرم(در مورد مجرمین)می باشند. در حالی که اخبار جنایی تاثیر خیلی کمی بر روی خلافکاران دارند،می توانند بر روی قربانیان،بالقوه تاثیر قابل ملاحضه ای داشته باشند به خصوص بر روی آنها که روزنامه می خوانند و اخبار مربوط به جرم و جنایت را جدی می گیرند. این اخبار و مطالب می توانند خواننده را از گشت و گذار در مناطق و محله های خطرناک مثل پارک ها و خیابانهای خلوت و تاریک بر حذر دارد. در این آزمایش این فرضیه،”لیندا هیث” در کتاب خود تحت عنوان”تاثیر گزارشهای جنایی روزنامه ها بر ترس آنها در جاهای ناشناخته”بعضی داستانها بر ترس شان می افزایدو برخی آنها را متاثر و افسرده می سازد. لیندا هیث اظهار می نماید موجه نمایی بیشتر مردم که مایلند آنچه برایشان اتفاق می افتد،کنترل نمایند،موجب می شود وقتی مطلبی را درباره یک جنایت می خوانند به دنبال نکته ها و اشاراتی بگردند که چه چیز باعث آسیب پذیری قربانی شده است. اگر بتوانند به چنین اشاراتی برسند،سعی می کنند خصیصه ای را پیدا کنند که خودشان را از قربانی متمایز ببینند. وقتی چنین نشانه هایی را پیدا کردند،آرام می گیرند و نتیجه گیری می کنند،اگرچه خیلی منطقی نیست که قربانی بعدی نخواهند بود اما اگر نفهمند چه چیز قربانی را آسیب پذیر ساخته و یا تفاوتی میان خود و قربانی پیدا نکنند، دراین صورت ترس برآنها غلبه می کند و تصور می کنند که متجاوز به طور اتفاقی و بدون قصد قبلی به قربانیان حمله می کند و یا حتی بدتر،خود خواننده نیز ممکن است قربانی بعدی باشد. هیث می افزاید:جرم و جنایت تخطی به قوانین اجتماعی است و مرتکب در بعضی موارد کاملا آشکار و وقیحانه،قوانین و معیارهای اجتماعی را زیر پا می گذارد.وقتی زنی در یک مزرعه دور افتاده با تفنگ به جان شوهرش که در خواب است می افتد،بدن او را سوراخ سوراخ می کند و گوشتش را قطعه قطعه می کند و جلوی حیوانات وحشی می اندازد،این یک تجاوز و توهین آشکار به همه جامعه می باشد.اقدام این زن تجاوز و هتک حرمت رسوم و شعائر از جمله پیمان و سوگند زناشویی می باشد که باید به یکدیگر عشق بورزند و غمخوار یکدیگر باشند و از موارد نقص آشکار دیگر عرف اجتماعی،دفن میت است. چنین جرایمی در خاطره ها می ماند و ترس را در ما زنده نگه می دارد، هیث سپس به نظریه مقایسه معکوس بر می گردد . اظهار می دارد،وقتی مردم خود را با آنها که شانس و اقبال کمتری

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *