پایان نامه ها و مقالات

پایان نامه با موضوع منابع رشد

بهاره و پاییزه متفاوت است. ارقام زمستانه (پاییزه) تعداد پنجه بیشتری تولید می کنند. گندم پاکوتاه معمولا تعداد بیشتری پنجه دارند. معمولا ظهور و رشد پنجه ها تا قبل از طویل شدن ساقه ها پایان می یابد. همه پنجه ها در گندم سنبله تولید نمی کنند. تعدادی از پنجه ها قبل از گرده افشانی از بین می روند. تعداد پنجه های بارور به ژنوتیپ و محیط و بیشتر به تراکم گیاهی بستگی دارد. در شرایط مناسب تعداد ۱ تا ۵/۱ پنجه بارور در هر گیاه معمول است. اگر مزرعه در اثر عواملی سطح سبز مطلوب یا استقرار کافی نداشته باشد (پس از استقرار) پنجه زنی در غلات برای پوشش مجدد مزرعه مهم است (بیکر و گالاگر، ۱۹۸۳). طول دوره رویشی در گندم از ۶۰ تا ۱۵۰ روز است که به تاریخ کاشت و ژنوتیپ بستگی دارد. که طول دوره رویشی به سرعت ظهور برگ و زمان وقوع تمایز برگها که تحت تاثیر فتوپریود و بهاره سازی می باشند، بستگی دارد (اکودو و همکاران،۱۹۷۱). فیلوکرون فاصله بین مراحل رشد مشابه دو برگ متوالی در یک ساقه تعریف شده است. فیلوکرون به دما (ریکمن و کلپر،۱۹۹۱) و کمبود رطوبت (کاتفورث و همکاران،۱۹۹۲) و نیتروژن بسیار وابسته است. در مراحل اولیه رشد، گندم به سرما (۲۰- درجه سانتیگراد) خیلی مقاوم است. فلود و هالوران (۱۹۸۶) اشاره کرده اند که بهاره سازی ممکن است در ۳ مرحله از چرخه رشد گیاه گندم در مدت جوانه زنی، رشد رویشی گیاه و در مدت دانه بندی روی گیاه مادری اتفاق افتد.
۱-۳-۳- بهاره سازی
گندم های پاییزه به یک دوره سرما برای گلدهی نیاز دارند. تاثیر دماهای پایین برای وقوع بهاره سازی با افزایش سن گیاه کاهش می یابد (چوجو، ۱۹۶۶). بهاره سازی بین دمای ۰ تا ۱۲ درجه سانتی گراد اتفاق می افتد. ارقام پاییزه به دماهای ۰ تا ۷ درجه سانتیگراد به مدت ۳۰ تا ۶۰ روز نیاز دارند (ایوانس و همکاران، ۱۹۷۵).
۱-۳-۴-برجستگی دوگانه تا گرده افشانی
گیاه گندم در ساقه اصلی تا وقتی محور اصلی رشد می کند از مرحله رشد رویشی تا مرحله رشد زایشی ۴ تا ۸ برگ دارد. دمای بالاتر از ۳۰ درجه سانتیگراد در مدت تشکیل گلچه ها سبب عقیمی کامل می شود (ساینی و آسپینال، ۱۹۸۲). هر سنبلچه ۱۲-۸ آغازگر گلچه در قسمت مرکزی سنبله دارد. سنبلچه های انتهایی حدود ۸-۶ گلچه دارند. کمتر از نیمی ا ز این گلچه ها می توانند بارور شوند، بقیه یا عقیم هستند و یا قبل از شکوفا شدن و بارور شدن تکامل نیافته اند (های و کیربای،۱۹۹۱).
۱-۳-۵- سنبلچه های نهایی
رحمان و همکاران (۱۹۷۷) گزارش داده اند که همبستگی مثبت بین طول دوره رویشی و تعداد سنبلچه ها در هر سنبله وجود دارد و تعداد واقعی سنبلچه ها در هر سنبله با طول دوره زایشی تعیین می شود. هنگامی که سنبلچه های پایانی تشکیل یافته اند ساقه شروع به طویل شدن می کند و رشد سنبله آغاز می شود. رشد سنبله ۱۰ روز پس از گلدهی اتفاق می افتد (کیربای و اپل یارد، ۱۹۸۴).عقیمی گلچه ها از مرحله آبستنی آغاز و در گرده افشانی پایان می یابد. مرگ گلچه ها هنگامی که ساقه و ساقه گل دهنده حداکثر میزان رشد را دارند اتفاق می افتد (سیدیک و همکاران،۱۹۸۹). مرگ گلچه ها به دلیل رقابت برای کربوهیدرات در این مرحله است (کیربای،۱۹۸۸). در گندم رابطه نزدیکی بین تعداد خوشه ها در واحد سطح و نسبت بین تابش وارد شده در دماهای متوسط بالاتر از ۵/۴ درجه سانتیگراد حساب شده برای ۳۰ روز قبل از گرده افشانی وجود دارد (فیشر، ۱۹۸۵). تابش بیشتر، مقدار کربوهیدرات فتوسنتزی قابل دسترس برای شد سنبله ها را افزایش می دهد و دماهای پایین تر دوره رشد سنبلچه ها را طولانی می کند و رقابت برای کربوهیدارتها را کاهش می دهد.
۱-۳-۶- گرده افشانی تا رسیدگی فیزیولوژیکی
سنبله های گندم شامل فقط یک سنبلچه در هر گره ساقه ای می باشد. هر سنبلچه پتانسیل ۳ تا ۶ گلچه بارور دارد (کیربای و اپل یارد، ۱۹۸۴) در حالیکه در حدود ۹۶% خودگشن می باشند (مارتین و همکاران، ۱۹۷۶). گرده افشانی از مرکز قسمت مرکزی سنبله شروع می شود و در مدت ۳ تا ۵ روز تمام سنبله گرده افشانی می شود (پترسون، ۱۹۶۵). گلچه های مجاور سنبلچه های مرکزی ۲ تا ۴ روز زودتر از بقیه گلچه های انتهایی بارور می شوند، که اینها معمولا دانه هایی بزرگتر دارند (سیمونز و کروک استون، ۱۹۷۹).
۱-۴- پتانسیل عملکرد
پتانسیل عملکرد یعنی عملکرد یک ژنوتیپ سازگار یافته که تحت شرایط مطلوب مدیریتی و به دور از تنشهای زنده و غیرزنده رشد می کند. عملکرد دانه گندم از دو مولفه تشکیل می شود:
وزن دانه ها‌ (گرم) * تعداد دانه ها در هر متر مربع= عملکرد دانه (متر مربع/ گرم)
با توجه به این معادله، با تغییر تعداد دانه ها در متر مربع و وزن دانه ها می توان در پتانسیل عملکرد دانه گندم تغییراتی را ایجاد کرد. رابطه قوی بین تعداد دانه ها در متر مربع و عملکرد در ژنوتیپهای گندم وجود دارد. تعداد دانه ها در متر مربع در دوره های ۲۰ تا ۳۰ روز قبل از گلدهی و ۱۰ روز پس از گرده افشانی تعیین می شود.
افزایش پتانسیل عملکرد دانه هنگامی که شاخص برداشت و به خصوص تعداد دانه در واحد سطح افزایش یابد (نسبت به اینکه وزن دانه افزایش یابد) امکانپذیر می شود. در ۳۰ سال گذشته دریافته اند که افزایش در انتقال مجدد،‌ افزایش سرعت فتوسنتز و کاهش دمای کانوپی باعث افزایش در تعداد دانه و در نهایت افزایش عملکرد دانه گندم می شود. تعداد دانه توسط: ۱٫ کاهش اندازه اندامهای رقابت کننده مانند پدانکل و تعداد پنجه های عقیم در مدت رشد سنبله، ۲٫ افزایش تعداد سنبلچه ها در هر سنبله، ۳٫ افزایش طول مدت فاصله بین زمان برگ اولیه و سنبلچه های نهایی بوسیله
طولانی کردن رشد سنبله ها یا ۴٫ افزایش بقا و ماندگاری گلچه ها بوسیله دوری کردن از محدودیت ها برای مواد غذایی (به خصوص نیتروژن)، رطوبت و کربن ممکن است افزایش یابد.
۱-۵- کودهای بیولوژیک
۱-۵- ۱- تاریخچه کودهای بیولوژیک
استفاده ازکودهای بیولوژیکی در کشاورزی از قدمت بسیارزیادی برخوردار است و درگذشته نه چندان دور تمام موادغذایی مورد استفاده انسان با استفاده از چنین منابع ارزشمندی تولید شده است ولی بهره برداری علمی از این گونه منابع سابقه چندانی ندارد. اگرچه کاربردکودهای بیولوژیکی به علل مختلف درطی چنددهه گذشته کاهش یافته است، ولی امروزه با توجه به مشکلاتی که مصرف بی رویه کودهای شیمیایی به وجودآورده است استفاده از آنها در کشاورزی دوباره مجددا مطرح شده است. بدون تردید کاربرد کودهای بیولوژیکی علاوه براثرات مثبت که بر کلیه خصوصیات خاک دارد از جنبه های اقتصادی زیست محیطی و اجتماعی نیز مثمرثمر واقع شده و می تواند به عنوان جایگزینی مناسب ومطلوب برای کودهای شیمیایی باشد. درحال حاضر نگرشهای جدیدی که درارتباط با کشاورزی تحت عنوان کشاورزی پایدار ارگانیک و بیولوژی مطرح می باشد به بهره برداری از چنین منابعی استواراست.
بشر امروزه با استفاده از ماشین آلات سنگین سعی در بهره برداری بی رویه از خاک کرده است. سیستم های جدید خاک ورزی مثل سیستم های بدون شخم و شخم حداقل برای جلوگیری از فرسایش خاک پیشنهاد شده است. موفقیت این سیستم ها بدون فعال نگه داشتن جامعه میکروبی (میکروارگانیسم ها) خاک یک تلاش بیهوده است. به همین دلیل به دنبال نابودی خاک و راه حل های مبارزه با آن، رشته ای بنام بیوتکنولوژی خاک در کشاورزی ایجاد شده است که هدف آن استفاده از میکروارگانیزم های مفید خاکزی برای تولید حداکثراست. موجودات خاک، محرکه تمام فعل و انفعالات خاک می باشند. اکنون تلاش های زیادی صورت گرفته که با تقویت میکروارگانیسم ها ی خاک و تلفیح خاک با آنها حاصلخیزی خاک را حفظ کرد.
۱-۵-۲- تعریف کودهای بیولوژیک
کودهای زیستی به مواد حاصلخیزکننده ای اطلاق می شود که حاوی تعداد کافی از یک یا چند گونه از ارگانیسمهای مفید خاکزی هستند که روی مواد نگهدارنده مناسبی عرضه می شوند. کودهای زیستی بصورت مایه تلقیح میکروبی و به عنوان یک ترکیب حاصل سوش یا سوشهای میکروبی موثر و باراندمان بالا برای تامین آب یا چند عنصر غذائی مورد نیاز گیاه تعریف می شوند. کودهای بیولوژیکی، میکروارگانیسم هائی هستند که قادرند عناصرغذائی را از شکل بلااستفاده به شکل قابل استفاده تبدیل کنند و این تبدیل در پروسه بیولوژیکی انجام می گیرد. هزینه تولید کودهای بیولوژیکی کم است و در اکوسیستم آلودگی به وجود نمی آید. کودهای بیولوژیک منحصرا به مواد آلی حاصل از کودهای دامی، اضافات گیاهی وغیره اطلاق نمی شود بلکه تولیدات حاصل از ارگانیسم هایی که در ارتباط با تثبیت ازت یا فراهمی فسفر و سایر عناصر غذائی در خاک فعالیت می کنند را نیز شامل می شود.
۱-۵-۲-۱- طبقه بندی کودهای بیولوژیکی
الف) باتوجه به نوع میکروارگانیسم کودهای بیولوژیک رامی توان به صورت زیرطبقه بندی کرد.
۱) کودهای بیولوژیکی باکتریایی (ریزوبیوم ،ازتوباکتر،آزسپریلیوم ،سودوموناس).
۲) کودهای بیولوژیک قارچی.
۳) کودهای بیولوژیک جلبکی ( جلبکهای سبز- آبی وآزولا).
۴) کودهای بیولوژیک اکتنومیست ها (فرانکیا).
ب) باتوجه به اعمالی که میکروارگانیسم ها انجام می دهند کودهای زیستی به شرح ذیل تقسیم بندی می شوند.
۱) تثبیت کننده های ازت مولکولی.
۲)قارچهای میکروریزا.
۳) میکروارگانیسم های حل کننده فسفات های نامحلول.
۴)باکتریهای ریشه گاه۱ محرک رشد.
۵)میکروارگانیسم های تبدیل کننده موادآلی زاید به کمپوست.
۶)کرمهای خاکی تولیدکننده ورمی کمپوست.

۲-۱- ریشه گاه(ریزوسفر)
ریشه گاه به لایه نازکی از خاک اطراف ریشه اطلاق می شود که جامعه موجودات زنده آن ناحیه از نظر کمی وکیفی تحت تاثیر فعالیت های حیاتی ریشه مانند تنفس و تراوه های ریشه می باشند. درمیان میکروارگانیسمهای ریشه گاه، باکتریها به دلیل سرعت رشد زیاد و توانایی استفاده ازمنابع متنوع کربن و نیتروژن از بیشترین تراکم جمعیت برخوردارمی باشند به باکتری های منطقه ریشه گاه اصطلاحا باکتری های ریشه گاهی گفته می شود. تعدادی از این سلول های باکتریایی به ذرات خاک چسبیده اند، تعدادی درون خاکدانه ها استقرار یافته اند و برخی دیگر با ریشه های گیاهان درتماس می باشند. معمولا تراکم جمعیت باکتری دراطراف ریشه گیاهان بیشتر از نواحی دیگرخاک می باشد که این خود حاکی از منابع غذایی فراوان دراطراف ریشه گیاهان تامین منابع رشد و متابولیسم باکتری ها می باشد (گری و اسمیت، ۲۰۰۴ ).
۳-۲- باکتریهای ریشه گاهی
تاثیر باکتری های ریشه گاهی برگیاه میزبان مورد نظرمی تواند مفید مضر و یا خنثی باشد(جیانگ و ساتو، ۱۹۹۴ )که بر این اساس باکتری های ریشه گاهی به ترتیب به باکتریهای ریشه گاهی مفید۲، مضر۳ وخنثی۴ گروه بندی می شوند ( زهیر و همکاران، ۲۰۰۴ ). باکتری های ریشه گاهی مضر قادرند عملکرد محصولات کشاورزی را۲۵ تا۱۰۰ درصد کاهش دهند ( گلیک و همکاران، ۲۰۰۴؛ سارور و کرمر،۱۹۹۵). باکتریهای مضر ضرورتا پارازیت بافت های گیاهی نمی باشند. فعالیت مضرآنها شامل تغییر در جذب آب، آهن و عناصرغذایی و به دنبال آن تغییرعملکرد ریشه و محدود کردن رشد آن است (شیپر و همکاران، ۱۹۸۷؛
ساسلو و اسکروت،۱۹۸۲). تولید متابولیت هایی از قبیل سیانید هیدروژن۵ ( HCN )، سیدروفر۶(آهن بر)، مواد سمی و مقادیر بالای هورمون های گیاهی ازقبیل IAA7 نیز از دیگر فعالیتهای آنها به شمارمی رود (سارور و جیانی، ۱۹۶۷ ). جنس های متفاوتی از باکتری های مضرگزارش شده است که ازجمله آنها می توان به باکتریهای جنس Enterobacter, Erwinia و Agrobacterium اشاره نمود( میودت و گینز، ۱۹۶۷ ). در مقابل، باکتری های ریشه گاهی مفید که به آنها باکتری محرک رشد گیاه ۸(PGPR) نیز گفته می شود، قادرند رشد و عملکرد محصولات زراعی را افزایش دهند (اسری و همکاران، ۲۰۰۷).
۲-۳- باکتری های ریشه گاهی محرک رشد گیاه ( PGPR)
اولین بار اصطلاح باکتری های ریشه گاهی محرک رشد گیاه درسال ۱۹۸۷ توسط کلوپر و اسکروت پیشنهاد شد. باکتری های ریشه گاهی محرک رشد گیاه به طور کلی به دو گروه زیرتقسیم بندی می شوند:
الف) باکتری های محرک رشدی که با گیاهان روابط همزیستی برقرارمی کنند که از آن جمله می توان به باکتری های Rhizobium, Bradyrhizobium و آزوسپریلوم در همزیستی با گیاهان لگوم، فرانکیا در همزیستی آکتینوریزی و سیالوباکتر در همزیستی Gunnera اشاره نمود (گری و اسمیت، ۲۰۰۴).
ب) باکتری های محرک رشدی که بدون ایجاد روابط همزیستی توانایی تحریک رشد گیاه میزبان را دارند این دسته از باکتری ها از توانایی خوبی برای کلونیزاسیون ریشه برخوردار بوده و با استفاده از مکانیسم های مختلف قادر به افزایش رشد گیاه میزبان می باشند (کلوپرو همکاران،۱۹۸۷).
تاچند دهه اخیر اصطلاح PGPR به انواعی از باکتری های ریشه گاهی اطلاق می شد که به طورغیرمستقیم وازطریق کنترل عوامل بیماریزای گیاهی شرایط مناسب برای رشد گیاهان فراهم کردند. ولی بعدها محققین با بیان اثرات مفیدی که ازسوی باکتری های ریشه گاهی به طورمستقیم بر رشد گیاهان اعمال می شود( گلیک و همکاران،۱۹۹۴؛ دفریتاس و جرمیدا، ۱۹۹۰) گروه میکروارگانیسم های ریشه گاهی محرک رشد گیاه را گسترش دادند.
۲-۴- تاریخچه استفاده از باکتری های مفید ریشه گاهی
درسال ۱۸۹۵ برای اولین بارمایه تلقیح ریزوبیومی بنام نیتراژین به صورت تجاری ساخته شد. بعدها مایه تلقیح ازتوباکتر با نام های تجاری ازتوژن (Azotogen )‌و ازتوباکتین ( Azotobactin) معرفی شد. سالها بعد کود بیولوژیک فسفوباکتین (Phosphobactin) که مایع تلقیح باکتری Bacillus megaterium phophaticum بود به بازارآمد. این کود بیولوژیک فسفر قابل جذب گیاه را افزایش می داد استفاده از باکتری های محرک رشد ریزوسفری به صورت کود بیولوژیک ابتدا در کشور روسیه درسال ۱۹۵۰ آغازشد( خاوازی و ملکوتی ۱۳۸۰ به نقل از رحمانی وفلاح ۱۳۸۰). با مشاهده اثرات PGPR آنها و از جمله کارایی گونه های سودوموناس در کنترل عوامل بیماریزای خاکزاد اعتبار علمی استفاده از این کودها درسال ۱۹۷۰ به تائید رسید. به دلیل پتانسیل بالای باکتری های محرک رشد ریزوسفری در تولید هورمون های گیاهی تاثیرآنها بر رشد و عملکرد گیاهان و همچنین کاهش خسارات ناشی از عوامل بیماریزای گیاهی در سال های اخیر از آنها به عنوان هورمون محرک ریشه زایی و عوامل کنترل زیستی استفاده شده است.(کارلیداگ و همکاران، ۲۰۰۷). د

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *