دانلود پایان نامه

فصل دوم: چارچوب نظری
مقدمه:
تا کنون تئوریها، نظریه ها و مدلهای گوناگونی در زمینه باروری و عوامل مؤثر بر آن ارائه شده است. هر کدام از این نظریه ها از دیدگاه خاص خود به موضوع نگریسته و به تبیین تغییرات باروری پرداخته‌اند. در این بخش سعی داریم به برخی از این تئوریها اشاره ای داشته باشیم و تئوریهای مورد نظر خود را از میان تئوریهای ارائه شده، به منظور تحلیل هرچه بهتر نتایج پژوهش استخراج نماییم.

تئوریهای اقتصادی _ اجتماعی باروری:
صاحب نظران این اندیشه بر این باورند که جهت تبیین باروری باید ترکیبی از عوامل اجتماعی را به کار گرفت. استرلین از برجسته ترین نظریه پردازانی است که نظریه خود را با استفاده از تئوریهایی که در صدد تبیین اقتصادی باروری هستند بیان می کند. این تئوری به تئوری عرضه وتقاضا شهرت یافته است.
اساس این تئوری این است که سطح باروری در یک جامعه به وسیله انتخابهای صورت گرفته توسط زوجین در زمینه فرهنگی و خانوادگی شان صورت می گیرد. والدین سعی می کنند تا تعادلی را میان قابلیت عرضه فرزند یعنی توان فیزیکی زاد و ولد زنان و تقاضا برای بچه که همان شمار کودکان زنده ایده ال است، برقرار نمایند (حسینی،۱۳۸۱: ۵۳ به نقل از ویکز،۱۹۹۸: ۱۹۴). بر اساس این نظریه، چنانچه فرزند به عنوان کالا در نظر گرفته شود، ارزشهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه در تعیین شمار مطلوب فرزندان نقش تعیین کننده دارد. در این ارتباط دو متغیر حائز اهمیت اند: اولاً مخارج فرزندان که جنبه اقتصادی دارد و دوم اینکه تمایلات ذهنی والدین که در ارتباط با مجموعه ای از عوامل اجتماعی، فرهنگی و روانی است (همان).
نمودار ۲-۱ ؛ چارچوب تحلیلی استرلین در زمینه تحلیل باروری

مدل متغیرهای بینابین:
“کینگسلی دیویس۲” و “جودیت بلیک۳” مقوله بندی عالیی در ارتباط با یازده مکانیزم تاثیر گذار بر باروری ارائه داده اند که بر اساس آن، متغیرهای اقتصادی و اجتماعی بر باروری تاثیر می گذارند. عوامل اقتصادی، اجتماعی و زیستی و دیگر عوامل فقط دارای اثر غیر مستقیم هستند.متغیرهای بینابین در سه رده جای می گیرند: متغیرهای مربوط به آمیزش، متغیرهای مربوط به آبستنی و متغیرهای مربوط به حاملگی. هر متغیر بینابینی ممکن است اثر مثبت یا منفی بر باروری داشته باشد. متغیرهای بینابین تاثیر گذار بر باروری را می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد:
۱٫ عوامل تاثیر گذار جهت مبادرت به مقاربت:
* عوامل تعیین کننده شکل گیری و اضمحلال پیوندهای زناشویی در طول دوره تولید مثل که عبارتند از، سن ورود به پیوندهای زناشویی، تجرد قطعی، طول مدت سپری شده تولید مثل از زمان وقوع پیوندهای مشترک؛ طلاق ؛ جدایی یا متارکه.
* متغیرهایی که مبادرت به آمیزش را در طول زمان زندگی مشترک زناشویی تعیین می کنند: خودداری ارادی، خودداری غیر ارادی، فراوانی دفعات مقاربت.
۲٫ عوامل تعیین کننده جهت مبادرت به حاملگی:
* قابلیت یا عدم قابلیت باروری: استفاده یا عدم استفاده از سیستم جلوگیری از آبستنی (وسایل مکانیکی و شیمیایی )، قابلیت باروری یا عدم قابلیت باروری که تحت تاثیر عوامل ارادی می‌باشند ( عقیم سازی،درمان پزشکی).
۳٫ عوامل تاثیر گذار بر روی آبستنی و زایمان موفقیت آمیز:
* مرگ ومیر جنینی ناشی از علل غیر ارادی
* مرگ ومیر ناشی از علل ارادی (.هیر،۱۳۸۰: ۱۲۷-۱۲۵).
نمودار ۲-۱ چارچوب ساده تحلیل باروری را در قالب متغیرهای بینابینی از دیدگاه دیویس و بلیک نشان می دهد.

نمودار ۲-۲؛ چاچوب تحلیلی دیویس وبلیک در زمینه تحلیل باروری

منبع: لوکاس و میر،۱۳۸۱: ۸۷
مدل جامعه شناختی باروری:
جامعه شناسان در دو سطح خرد و کلان به بررسی پدیده باروری پرداخته اند. در دیدگاه کلان عوامل موثر بر باروری در حقیقت فرهنگ جامعه، عوامل محیطی- اجتماعی، سیاسی و مذهبی هستند. در سطح خرد هم بر این باورند که انگیزه های شخصی، سلیقه ها، نگرشهای افراد و طرز تلقی آنها بر باروری تاثیر می گذارد.
جامعه شناسان بر این باورند که هر اندازه کشورها در مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی بیشتر حرکت کنند و گام به پیش نهند، بیشتر انگیزه ها و سلیقه های فردی است که رفتارهای باروری را تحت تاثیر قرار می دهد. بر عکس در جوامع توسعه نیافته و عقب افتاده بیشتر سیستم کلی حاکم بر جامعه، نهادها و مقررات است که به باروری جهت می دهد. بحث در مورد عوامل انگیزشی محور اصلی اکثر دیدگاههایی است که از طریق مدلهای جامعه شناختی سعی در تبیین پدیده باروری دارند، زیرا باروری صرفاً یک پدیده فیزیکی نیست و ذهنیات و تفکرات فردی در آن نقش مهمی ایفا می کنند (حسینی،۱۳۸۱: ۵۵).
بهند۴ (۱۹۸۸:۱۶۲؛ به نقل از حجازی،۱۳۸۳: ۹) در این زمینه اشاره می کند:
” در کشورهای عقب مانده عوامل انگیزشی به دو صورت در میزان باروری تاثیر می گذارند: از یک طرف بالا بودن میزانهای مرگ و میر، انگیزه ای برای افزودن بر تعداد فرزندان در یک خانواده است؛ با افزایش خدمات بهداشتی و کاهش مرگ ومیر باروری تغییر نمی یابد.۲) از طرف دیگر برتری جنسی فرزند پسر و منافع آنها عامل دیگری است که باروری را بالا نگه می دارد؛ انگیزه هایی که توسط مذاهب هر کشور تشدید می شود “.

مذهب و باروری:
عوامل تعیین کننده وسیعی در زمینه باروری بوسیله دیویس وبلیک(۱۹۵۶) وفریدمن ۵(۱۹۶۷)شرح داده شده اند. بر اساس چار چوب ارائه شده توسط دیویس و بلیک، باروری در وهله اول از متغیرهای بیناب
ینی (سن در اولین ازدواج، استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، میزانهای مرگ ومیر جنینی) متاثر می شود و چنین فرض می شود که فاکتورهای محیطی، اقتصادی – اجتماعی و ساختاری از طریق این متغیرها بر باروری تاثیر می گذارند( لوکاس و میر: ۱۳۸۱). مذهب فاکتوری است که در محدوده تعیین کننده هایی قرار می گیرد که به عنوان ساختار اقتصادی – اجتماعی شناخته می شوند. وابستگی مذهبی از طریق هنجارهای مرتبط به اندازه خانواده، تعداد فرزندان، سن ازدواج و هنجارهایی که در مورد متغیرهای بینابینی وجود دارد عمل می کنند و تاثیر می گذارند( چمی،۱۹۸۱: ۳).
در مورد چگونگی تاثیر مذهب بر تفاوتهای باروری سه فرضیه مهم وجود دارد:
* فرضیه مربوط به ویژگی ها وخصایص
* فرضیه الهیات ویژه شده
* فرضیه موقعیت گروه اقلیت (لوکاس و میر، ۱۳۸۱: ۱۱۸).

فرضیه ویژگی ها وخصایص، اختلاف الگوهای باروری را بر اساس تفاوتهایی که در ترکیب اقتصادی و اجتماعی جماعت اکثریت و اقلیت وجود دارد تبیین می کند. این فرضیه تفاوتهای باروری را ناشی از تفاوتهایی می داند که در ویژگی ها وخصایص اقتصادی و اجتماعی افراد؛ با گرایشهای مذهبی مختلف؛ نهفته است و بر این اساس مذهب بالذات تاثیر گذار نمی باشد بلکه این ویژگی ها وخصایص اقتصادی و اجتماعی گروههای مذهبی است که بر باروری تاثیر می گذارد(بونگارت و پوروجیت ،۲۰۰۵: ۴۱۱،به نقل از چمی ۱۹۷۷). فرضیه ویژگی ها وخصایص، تاثیر مذهب بر باروری را یک تاثیر کاذب و دروغین می‌داند و باروری بالای گروههای مذهبی بوسیله مشخصه های اقتصادی و اجتماعی محاسبه می شود. با این وجود کنترل متغیرهایی همچون آموزش، درآمد، شغل، محل زندگی و … می تواند نقش واقعی مذهب را آشکار کند. گلدشایدر بیان می کند که تاثیر تفاوتهای مذهبی در باروری با وجود اینکه گروهها، از لحاظ متغیرهای اقتصادی و اجتماعی مشابه همدیگر هستند، ناپدید نخواهد شد (مک کویلان، ۲۰۰۴).
پترسن۶ این فرضیه را چنین توصیف می کند:
‍‍” فرایند مدرنیزاسیون همواره با رشد مناطق شهری و طبقات اجتماعی واقع در شهرها نمود پیدا می کند. از عوامل و نتایج دیگری که در این فرایند چهره می شوند می توان به سکولاریزه یا دنیوی شدن دین اشاره داشت با دنیوی شدن دین تفاوتهای فرهنگی – مذهبی به اندازه بسیار زیادی به هم شبیه می شوند و بر این اساس تاثیرات مذهب بر باروری در غرب که مدر نیزاسیون رشد زیادی داشته نزدیک به صفر شده است. اما در مورد تاثیرات مذهب بر باروری آنچه به نظر می رسد این واقعیت است که اعضاء هر فرقه و گروه مذهبی در جایگاه ویژه ای از ساختار اجتماعی متمرکز می شوند که براساس شغل، تحصیل، درآمد یا هر شاخص دیگری معرفی می شود (پترسن۱۹۶۹: ۵۳۸، به نقل از چمی۱۹۸۱: ۴)”.
این فرضیه با این مساله که باروری بعنوان یک رفتار ویژه بر اساس هنجارها و ارزشهای خرده گروه اظهار می شود مخالفت می کند(بین و مارکوم،۱۹۷۸:۱۹۳). کیانی خوزستانی (۱۳۷۲) در پژوهشی با عنوان ” بررسی ساختار جمعیتی اقلیت های مذهبی ایران بر اساس نتایج سرشماری ۱۳۳۵-۱۳۶۵” به ارزیابی درصد رشد، نسبت جنسی و شهرنشینی پرداخته است. پژوهشگر در مطالعه خود به این نتیجه می رسد ک تغییرات جمعیتی اقلیتهای دینی در ایران متاثر از تغییر و تحولات اجتماعی بوجود آمده در زندگی اکثریت مردم است.
گلدشایدر در مورد این پرسش، آیا زمانی که ما گروهها را از لحاظ وضعیت متفاوت اقتصادی – اجتماعی مشخص کردیم همبستگی بین وابستگی مذهبی و باروری باقی می ماند؟ پیشنهاد می کند که جمعیت شناسان می بایست از دومین رویکرد بنام الهیات ویژه شده استفاده نمایند(مک کویلان،۲۰۰۴). در این فرضیه چنین استدلال می شود که باروری متفاوت گروههای مذهبی دلالت بر متفاوت بودن آموزه های کلیسا دارد. آن دسته از گروههای مذهبی که دارای آموزه هایی در زمینه عدم استفاده از وسایل جلوگیری از حاملگی، ممنوع وحرام بودن سقط جنین هستند و از طرفی داشتن فرزند زیاد را ارزش می دانند باروری بالاتری؛ نسبت به گروههایی که استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری را برای پیروان خود مجاز می شمارند؛ دارند(چمی،۱۹۶۱: ۵).
درفرضیه الهیات ویژه شده تاثیر گذاری بر باروری جزء لاینفک مذهب بشمار می آید. می توان با نادیده گرفتن فاکتورها و عوامل اقتصادی و اجتماعی به تاثیرگذاری مذهب بر باروری پی برد. (باهاگات و دیگران،۲۰۰۵: ۴۱۱).گلدشایدر فرضیه اول ودوم را انحصاری نمی داند.
پس با این وجود استراتژی تحلیل می بایست با کنترل ویژگی های اقتصادی – اجتماعی شروع شود و اگر تفاوتهای باروری پایدار بودند اهمیت ایدئولوژیهای مذهبی باید مورد ارزیابی قرار بگیرند (لوکاس ومیر، ۱۳۸۱: ۱۱۸). اگر گروههای مذهبی دارای ایدئولوژیهای مذهبی روشن و مشخص در مورد کنترل فرزند یا اندازه ایده ال خانواده نباشند، تفاوتهای باروری این گروهها می بایست نتیجه ی مجموعه ای از عوامل اقتصادی و اجتماعی باشد. تفاوتهای باقی مانده را می توان با اتکا به ایدئولوژی مذهبی ویژه شده در مورد کنترل و اندازه خانواده تبیین نمود( گلدشایدر،۱۹۷۱: ۲۷۳). این تئوری فقط به منظور تبیین باروری گروههای مذهبی ارائه و بکار گرفته نشده، بلکه در مورد تفاوتهای باروری گروههای نژادی وقومی نیز استفاده شده است(چمی، ۱۹۸۱: ۸).
وان هیک۷ (۱۹۵۶) براساس مطالعه ای که در اتریش و آلمان در ارتباط با باروری گروههای پروتستان و کاتولیک انجام داد به این نتیجه می رسد که شور و اشتیاق مذهبی کاتولیک ها، عامل اصلی باروری بالای آنها بوده است.
وستاف۸ و جونز۹ (۱۹۷۹) با استفاده از بررس
یها و تفاسیر دی۱۰ به مقایسه باروری کاتولیک ها و غیر کاتولیک ها بعد از جنگ جهانی دوم پرداختند. دی در بررسی خود به این نتیجه رسید که ایدئولوژیهای پروناتالیستی کاتولیک ها در دو صورت بر باروری تاثیر گذار می افتد اولا ًزمانی که سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی بالا باشد و دیگر اینکه گروه، نسبت به ایدئولوژی اقلیت بودن خود حساس شود. بدون این دو وضعیت، دیدگاههای پروناتالیستی بعید به نظر می رسد باروری را (درجهت افزایش) با تغییر وتحول روبرو نماید. وستاف تاثیر دور افتادگی کاتولیک ها از آموزه های کلیسا و دیدگاههای مرتبط به تولید مثل ایده ال بر باروری ، را همردیف و مترادف با میزان دنیوی شدن آنها در استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری می داند (وستاف وجونز ، ۱۹۷۲: ۲۱۵-۲۱۴).
موشر۱۱ وهندر شات۱۲ (۱۹۴۸) برخلاف یافته های وستاف وجونز که باروری اختلافی کاتولیک ها و غیر کاتولیک ها را ناچیز (۰٫۱) می دانستند به این نتیجه دست یافتند که در میانه دهه ۱۹۷۰ تفاوت معنی داری بین باروری پروتستانها و کاتولیک های سفید پوست وجود داشته است و این موضوع که تفاوت باروری کاتولیک ها و پروتستانها به سرانجام رسیده، بیهوده است (موشر وجانسون، ۱۹۸۴: ۱۸۹-۱۸۵).
در تحقیقی دیگر موشر، جانسون و هورن۱۳ بالا بودن باروری اسپانیایی ها نسبت به غیر اسپانیایی ها را نتیجه وابستگی مذهبی بیشتر اسپانیایی ها دانستند. از طرفی زنان ازدواج نکرده اسپانیایی میل به داشتن فرزند بیشتری داشتند(موشر؛ جانسون؛ هورن،۱۹۸۶: ۳۷۳-۳۶۷).
آلیسیا آدسرا ۱۴(۲۰۰۴) بر اساس این دیدگاه که اکثریت کشورهای اروپایی وارد مرحله دوم انتقال جمعیتی شده اند پژوهش خود را بر مبنای تاثیرگذاری مذهب بر باروری در اسپانیا قرار می دهد. او سکولاریزه شدن را، کاهش عقاید مذهبی و رها کردن اعتقادات مذهبی سنتی تعریف کرده و از عوامل موثر بر باروری می داند. او نسل جدید را، افرادی غیر متعهد به اصول کاتولیک می داند ( افرادی که وابستگی مذهبی کمتری دارند). نتایج بررسی او نشان داد که کاتولیک های متعهد تصویر معنادارتری از باروری بالا در سالهای اخیر نشان داده اند‌ (آدسرا،۲۰۰۴: ۳۸).

آقاجانیان۱۵(۱۹۸۶ :۶۴) در مطالعه خود با عنوان “ارزش فرزند و باروری در ایران ” که در سال ۱۳۶۵ صورت گرفت؛ به این نتیجه می رسد که هیچ نگرش مذهبی، داشتن فرزند یا شمار زیادی از فرزندان را تقبیح نمی کند. در این بررسی ارتباط معنی داری بین فواید متصوره فرزندان از یک سو و آموزش، پایگاه شغلی، زمینه روستایی یا شهری از دیگر سو مشاهده شده است
فرزاد سیر(۱۳۷۱) در پژوهشی با عنوان بررسی عوامل اجتماعی و اقتصادی موثر بر رفتار باروری زنان استان یزد به این نتیجه می رسد که اعتقادات مذهبی در مورد نهی عمل پیشگیری به گونه ای فراگیر در نگرش های زنان مورد بررسی پیرامون تنظیم خانواده مشهود بوده است.
در تحقیق عالی نژاد و محمودی (۱۳۷۸: ۲۵-۲۸) تاثیر رقابت های قومی و مذهبی در میزان کل باروری، میزانهای باروری اختصاصی و میزانهای باروری عمومی مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شد که بیشترین میزان باروری عمومی از آن زنان شیعی روستایی با ۱۶۳ در هزار و کمترین میزان مربوط به زنان سنی مذهب شهری برابر ۱٫۶۷ نفر و برای همتای روستایی آنها ۲٫۹۲ نفر بوده است. این در حالی است که این میزان برای زنان سنی مذهب شهری ۱٫۲۲ و برای زنان سنی مذهب روستا ۲٫۵۹ نفر

این فایل ها تست های آزمون آزمایشی کارشناسی ارشد انتشارات سنجش و دانش می باشد که با پاسخ های کاملا” تشریحی ارائه می شود. شما می توانید از منوی جستجو (بالای سایت سمت چپ ) تست های دروس دیگر را پیدا کرده و رایگان دانلود کنید